به نام خالق کوهستان

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش

باغ بی برگی،

روز و شب تنهاست،

با سکوت پاکِ غمناکش

سازِ او باران، سرودش باد

جامه اش شولای عریانی‌ست

ورجزاینش جامه ای باید

بافته بس شعله ی زرتار پودش باد

گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد ، یا نمی خواهد

باغبان و رهگذران نیست

باغ نومیدان

چشم در راه بهاری نیست

گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد ،

ور برویش برگ لبخندی نمی روید ؛

باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟

داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .

باغ بی برگی

خنده اش خونیست اشک آمیز

جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن .

پادشاه فصلها ، پائیز

 نام برنامه: کوهپیمایی مسیرروستای آهار به قله قزقونچال

  • تاريخ اجراي برنامه:  02/08/1393
  • نام گروه: کانون كوهنوردي فرهنگسرای بهمن
  • سرپرست برنامه : آقای هاشم زاده
  • فصل‌هاي صعود و بهترين زمان اجراي برنامه: بهار و پاییز
  • مبدأ شروع برنامه: منطقه رودبار قصران – روستای آهار
  • وضعيت آب و هوايي هنگام اجراي برنامه: هوا معتدل و آفتابی
  • ره توشه مورد نیاز :کفش و پوشاک کوهپیمایی مناسب فصل ، کوله ی پشتی یک روزه، ، باتوم،کیف کمک های اولیه، زیرانداز، صبحانه ، ناهار و تنقلات ، بطری آب و مایعات ، کارت بیمه ورزشی
  • منابع تأمين آب آشاميدني: چشمه موجود در طول مسیر- بالاتر از روستای آهار و نرسیده به امامزاده شکراب
  • ·         زمانبندی صعود و فرود:

5:00 : حرکت از جلوی درب فرهنگسرا

6:30 روستای آهار

8:00 امامزاده شکراب

9:30 دشت سکوت

10:30 چشمه سیاه غار- اتمام صعود و شروع فرود

11:00 دشت سکوت

12:00 امامزاده شکراب

12:45 روستای آهار و بازگشت به سمت تهران

13:30 تهرانپارس

  • موقعیت جغرافیایی  :  

قله توچال و کوهستان پیرامون آن به صورت یک خط الراس شرقی- غربی در جناح جنوبی رشته کوه‌های البرز مرکزی و در شمال شهر تهران قرار دارد. این کوهستان از شمال به دره رودخانه‌های جاجرود و شهرستانک و از غرب توسط خط الراس کم ارتفاع تری به قلل شمالی کوه‌های کرج متصل می‌باشد. توچال بلندترین ارتفاع شمال تهران از طریق شانه غربی خود موسوم به هومند به ارتفاع 3900 متر به گردنه 3700 متری شهرستانک و سپس به قله شاه نشین بزرگ به ارتفاه 3850 متر متصل می‌شود و از سمت شرق توسط خط الراس قوسی شکلی پس از تشکیل قلل پیازچال و لزون از طریق گردنه کوتاه لوپهنه به قلل دارآباد ارتباط می‌یابد. قله از طریق جناح شمالی هومند به قله قزقونچال و یال‌های فرعی منطقه آهاربشم و شهرستانک منتهی می‌گردد این خط الراس شمال توچال را از طریق قله قلعه دختر و سی چال به گردنه دیزین و سپس به سایر بلندی‌های البرز مرکزی متصل می‌سازد.  در این منطقه موسوم به قزقونچال و قله همسایه آن یعنی سرباز با ارتفاع بیش از 3800 متر در شمال قله توچال قرار دارند. صعود کنندگان به توچال با اینکه همواره رو به سوی شمال در تابستان ها برای رسیدن به ییلاق شکرآب و یا به سوی شهرستانک از کنار این قلل عبور می کنند، لیکن کمتر صعود به این قلل انجام می شود. هر دو ارتفاع از هوای سرد و مطبوعی برخوردارند و هر یک ویژگی خاص خود را دارند.

کوهنوردان و کوهپیمایان علاقه مند به صعود به قلل کوهستان توچال از طریق راه پاکوب تاریخی گردنه شهرستانک، محل کنونی تاسیسات ایستگاه 7 تله کابین توچال می توان طی یک برنامه نیم روزه به آن صعود کرد. بهترین زمان برای صعود به این قلل اوایل خرداد ماه تا اوایل تیر است.در اوایل تیر منطقه از سرسبزی بیشتری برخوردار است. دشت مرتفعی که در جنوب این قلل قرار دارد،هتل تله کابین در آن ساخته شده است و در بهار بسیار سرسبز است.صعود به قزقونچال از طریق طی کردن این دشت،رو به شمال شرقی و سینه کش سنگلاخی آن تا قله انجام می شود.

 

  • شرح برنامه:

برنامه این هفته  ،  با همراهی حدود 12 نفر از همنوردان  با سه دستگاه خودرو سواری راس  ساعت 5 صبح با حرکت از جلوی فرهنگسرا آغاز شد. .  مقصد ما روستای زیبای آهار در منطقه رودبار قصران بود . ساعت حدود شش و پانزده دقیقه صبح بود که به میدان اصلی روستای آهار (میدان شهید نظر آهاری) رسیدیم و پس از پارک کردن خودروها ، در هوایی بسیار سرد ، کوهپیمایی را شروع کردیم.

 از همان ابتدا طبیعت پاییزی بسیار زیبای روستا و با رنگ های زیبای پاییزی درختان آن ، نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کرد. از یک طرف کوچه باغ های زیبای روستا و  از طرف دیگر تعدادی از همنوردان که در دائما جستجوی  میوه های پاییزی مثل گردو و سیب بودند !!!!! در نوع خودش  قابل توجه بود. کمی جلوتر که رفتیم منظره بسیار زیبایی در جلو چشمان ما ظاهر شد : قله توچال و خط الراس زیبای آن که بر اثر بارندگی دو سه روز پیش کاملا پوشیده از برف شده بود. در واقع ما این شانس را داشتیم که دو فصل از سال را به صورت همزمان در این تابلو نقاشی زیبا ببینیم : پاییز و زمستان.  

پس از گذر از کوچه باغ های داخل روستای آهار مسیر را  به سمت شکراب ادامه دادیم .پس از حدود یک ساعت و نیم پیمایش به شکراب و امامزاده زیبای آن رسیدیم . محوطه امامزاده مملو از گردشگران ، عکاسان حرفه ای و  کوهنوردانی بود که برای استفاده از طبیعت زیبای منطقه به این مکان آمده بودند. به فرمان سرپرست نیم ساعت برای صرف صبحانه در امامزاده توقف داشتیم. پس از آن گروه به دو قسمت تقسیم شد.  تعدادی از همنوردان در محوطه امامزاده باقی مانده و بقیه افراد به پیمایش مسیر ادامه دادند.

پس از حدود یک ساعت به دشت وسیع و زیبایی به نام دشت سکوت رسیدیم . یک کلبه ،  تعدادی سنگ چین و یک گوسفندسرا در داخل دشت مشاهده می شد. منظره بسیار زیبای جبهه شمالی قله توچال که کاملا پوشیده از برف شده بود در پیش روی ما مشاهده می شد. در پشت سر نیز منظره خط الراس بسیار زیبای کلون بستک به سرکچال ، سرکچال ها ،  خط الراس قله قلعه دختر ، قله سی چال و کمی بالاتر نیز قلل جانستون و خرسنگ قابل مشاهده بودند.

پس از توقف بسیار کوتاهی که در دشت برای گرفتن عکس یادگاری داشتیم نفرات مجددا به دو گروه تقسیم شدند .قرار شد گروه اول در دشت باقی مانده و راس ساعت مقرر به طرف پایین حرکت کنند. گروه دوم که شامل چهار نفر از همنوردان  ( شامل  سرپرست ،  دو نفر از خانمها ( از جمله گزارش نویس)  و یک نفر از آقایان ) می شد  به سمت یال منتهی به قله قزقونچال به راه افتادیم. پس از حدود یک ساعت پیمایش در ساعت ده و سی دقیقه صبح  به فرمان سرپرست در نقطه ای به نام آبشار سیاه غار صعود به اتمام رسید و همنوردان شروع به بازگشت کردند.

وقتی به دشت سکوت بازگشتیم ساعت حدود یازده بود و اثری از همنوردانی که در دشت باقی مانده بودند نبود. ظاهرا این دوستان به سمت پایین حرکت کرده بودند. پس از رسیدن به امامزاده به سمت پایین ادامه مسیر دادیم و در نهایت برنامه در ساعت 12:45 در روستای آهار به اتمام رسید.

  • گزارش از : طیبه طاهری
  • منابع :  اینترنت و مشاهدات شخصی 
+ نوشته شده توسط جهانديده در شنبه 3 آبان1393 و ساعت |

به نام خدا

آری با توام ای پاییز، ای  زیباترین که جادوگران همه جادوی زیبایی و سحر تو هستند

باز آدینه ای دیگر رسیده و  موسم دیدار طبیعت، این بار هم سعادتی شد که با یاران صمیمی کانون بهمن به کوهستان بیاییم.

گزارش برنامه: تعداد 16 نفر از هم نوردان سخت کوش فرهنگ سرای بهمن با چهار دستگاه خودرو سواری تهران را به سمت لواسان – افجه  ترک گفتیم. ساعت 6:30 به روستای افجه رسیدیم. بعد از پارک کردن خودروها ،در ابتدا یکی از اعضای شورای کانون توضیحات مفیدی در زمینه معرفی  منطقه و قله های اطراف ،زمان بندی و تعیین سرپرست بیان کردند. سپس گروه به خط شده و راه افتادیم.

هوای صبحگاهی با خنکای دلچسب به کوه نوردان خوش آمد گویی می کرد. از کوچه باغهای زیادی عبور کردیم مسیر تا دشت هویج کوه پیمایی سبک بود که گروه های کوه نوردی و خانواده های زیادی حضور داشتند در مسیر عبور کودکانی را شاهد بودیم که شادی کنان راه میرفتند و موجب خرسندی دیگران بودند. ساعت حدودهشت صبح به دشت مربع شکل هویج رسیدیم کنار چشمه و درختان با پهن کردن زیر انداز مشغول استراحت  و صرف صبحانه شدیم. بعد از گرفتن عکس یادگاری چند نفر در دشت هویج ماندند و بقیه ساعت 8:30 راهی قله پرسون شدند. هوا خیلی خوب بود. در ابتدا مسیر بسیار ساده بود  وبعد رفته رفته شیب زیاد شد هر یکساعت پیمایش استراحتی کوتاه داشتیم. باد شدید شد نزدیکی های یال آخر لباس اضافه کردیم. همگی به سلامت ساعت 10:15 دقیقه به قله زیبای پرسون  رسیدیم ابرها قله دماوند را پوشانده بودند. با خوردن تنقلات ، میوه و گرفتن  عکس تصمیم گرفتیم از یک یال دیگر در خط الراس عبور کرده و شاهد بیشتر زیبایی های منطقه از جمله دشت لار، قله های ریزان، ساکا و آتش کوه که در زیر ابرها بود باشیم.

باران شروع کرد باریدن و دقایقی بعد شدیدتر شده بود و تگرگ صورتها را شلاق میزد. از یک مسیر دیگر سریع پایین اومدیم تا به دشت هویج رسیده و با گروه اول به سمت روستا برویم. تا آخر مسیر بارش ادامه داشت. تمام درختان جلوه زیباتری به خود گرفته بودند و برگهای رنگارنگ شان جلای خاصی پیدا کرده بود که چشم هر بیننده ای را نوازش میداد. بالاخره ساعت 13 همه شکر گزار نعمتهای الهی و سلامت و با خوردن بستنی به تهران برگشتیم.

             با سپاس از خالق زیبایی ها و تلاش اعضای گروه  بهمن

                گزارش : دوستدار کوهستان

+ نوشته شده توسط جهانديده در چهارشنبه 30 مهر1393 و ساعت |
 

+ نوشته شده توسط جهانديده در دوشنبه 28 مهر1393 و ساعت |

به نام خالق مهر و زیبایی

جمعه 4/7/93

مبدا کوهپیمایی این هفته کانون روستای زیبا و سرسبز "آبنیک" بود تا ضمن اجرای برنامه در مراسم گرامیداشت یاد و خاطره همنورد عزیزمان آقای منصور مظلومی شرکت نماییم .

این روستا از توابع رودبار قصران  بخش شمیرانات استان تهران بوده ارتفاع آن از سطح دریا می باشد و با روستاهای لالون زاگون گرمابدر هسایه است و شامل سه محله "جوره سر" (بالامحله) "جیره سر"(پایین محله) و ملامحله است .

رودخانه "کلارود"که اهالی بومی آنرا آبنیک می نامند ،جان مایه حیات و سرسبزی این روستاست ، زیبایی این منطقه در بهار چنان محسور کننده است که گوئی خالق بی همتا گوشه ای از بهشت برین را در اینجا قرار داده .ارتفاعات منطقه و دشت جانستون (جان ستان) دارای پوشش گیاهی بسیار غنی و متنوع و در نتیجه زیست بوم بسیار مناسبی برای انواع جانوران می باشد .

ما پس از رسیدن به روستا به موازات رودخانه به راه افتادیم ،همنوردان بسیاری از دیگر گروه های کوهنوردی  جنوب تهران نیز در منطقه حضور داشتند . در راستای احترام به محیط زیست پاکسازی این منطقه زیبا از زباله برنامه ریزی شده بود و توسط مسئولین گروه کوهنوردی بهمن کیسه های زباله به کوهنوردان تحویل می گردید.

در ادامه مسیر صعود چنان محو زیبایی ها و عظمت طبیعت می گردی که دیر زمانی نمی گذرد که خود را بالای تنگه آبنیک می بینی . در سمت شمال این تنگه "دشت جانستون"به زیبایی تمام دامن گسترده است . که ارتفاع آن از سطح دریا از 2700 تا 3000 متر متغیر می باشد .

از دل یکی از دره های این دشت چشمه ای پر آب و بسیار گوارا (وجه تسمیه نام روستا به "آب نیک") جاری می گردد که به رودخانه "کلارود" پیوسته ، سپس در آغوش جاجرود به سد "لتیان" سر ریز می گردد تا سهم عمده ای در تهیه آب آشامیدنی ساکنان شهر تهران داشته باشد (در عوض تهرانیها بیایند در سایه سار درختانش بیاسایند بخورند و بیاشامند و بروند در حالی که زباله ها و پس ماند را بر جای گذاشته اند تا سهم عمده ای در ایجاد آلودگی ایفا نمی نمایند) . در ادامه مسیر به جایی می رسیم که به یک دوراهی می ماند یکی از جهت جنوب غربی به قله "خرسنگ" و دیگری به سمت شمال شرقی به قله "جانستون" (جان ستان)منتهی می گردد در قسمت شمال شرقی دره غار دست کنده ای وجود دارد که توسط "بیوک آقا" این مرد عاشق و تلاشگر ایجاد گردیده و به گفته وی 23 سال کندنش طول کشیده است .

ما در پایین محدود غار پس از استراحتی نشاط بخش در کنار چشمه ای با آب گوارا به پایین به سمت روستا بازگشتیم درحالی که دوستان همنورد زباله های رها شده در کوهستان را جمع آوری می کردند. بستگان همنورد فقیه برای کلیه همنوردان تدارک ناهار دیده بودند . پس از صرف ناهار در منزل شخصی استاد محمود نظریان کلیه حاضرین زباله های جمع آوری شده را به میدان روستا انتقال دادند که باعث رضایت خاطر و خوشحالی اهالی روستا گردید به امید روزی که این اقدام زیبا نهادینه گردد و در دستورکار و الویت برنامه های کوهپیمایی تمام گروه های کوهنوردی قرار گیرد .

هرگز از خاطر نخواهم برد این گفته استاد نظریان را هنگام خداحافظی :

کوهنوردی ورزشی بسیار زیبا و انسان ساز است اگر تنها بهانه ای باشد برای استحکام رفاقت ها و مهربانی هم با یاران همنورد هم با طبیعت هم با طبیعت زیبا. به امید لطف و عنایت خالق مهر زیبائی ها.

+ نوشته شده توسط جهانديده در پنجشنبه 10 مهر1393 و ساعت |
 

+ نوشته شده توسط جهانديده در پنجشنبه 3 مهر1393 و ساعت |

 

صعود بی‌بازگشت یک کوهنورد

azimva-cho-oyu2.jpg

 

یک گروه کوهنوردی برای صعود به بالاترین قله دنا هفته گذشته راهی این قله می‌شود اما از این گروه شش نفره، یک نفرشان که سرپرست گروه نیز بود، هرگز بازنگشت.

«مهرداد امیری»، ‌با اعلام خبر فوت «عباس نوری» سرپرست این گروه کوه‌نوردی، اظهارکرد: ‌در قالب یک تیم شش نفره که مجوز صعود به بالاترین قله دنا را هم داشتیم، روز پنج‌شنبه (13 شهریورماه) صعودمان را به این قله آغاز کردیم. وی ادامه‌داد: پنج‌شنبه شب پس از آغاز حرکت به جان‌پناه که یک اتاقک فلزی برای کوهنوردان است، رسیدیم و شب در آن‌جا خوابیدیم. سرپرست و جلودار گروه‏‌مان هم آقای نوری، پیشکسوت کوهنوردی بود.

این کوه‌نورد گفت:‌ ما ساعت 13 ظهر روز بعد به قله رسیدیم و زیر قله به دو گروه تقسیم شدیم و چهار نفرمان به سمت قله رفتیم ولی آقای نوری باتوجه به این‌که یکی از اعضای تیم که اهوازی هم بود و به دلیل خالی شدن بدنش، حالش بد شد، همراه با او زیر قله ماند و به من گفت تو مسئولیت ‌داری که سه نفر دیگر را به قله ببری و من هم این جا می‌مانم و از فردی که حالش خوب نیست، مراقبت می‌کنم تا شما برگردید.

وی خاطرنشان‌کرد: من به او اصرار کردم که من می‌مانم که او گفت خیر؛ تو با دیگر اعضا برو و من منتظر می‌مانم تا شما برگردید. درنهایت ما به قله رفتیم و زمانی که برگشتیم او با دست به من اشاره داد که من زودتر حرکت می‌کنم، تو نیز سایر اعضا را با خود بیاور.

«امیری» گفت:‌ آقای «نوری» در همان زمان برگشت که از پشت سنگی دور می‌زند، گویا در حین دور زدن، ناپدید می‌شود. با توجه به این‌که من عقب‌دار گروه بودم، ساعت 20 شب به عنوان آخرین نفر به جان‌پناه رسیدم و از سایر اعضا پرسیدم که آقای نوری کجاست که آن‌ها به من گفتند مگر با تو نبوده است؛ من گفتم او جلودار بود، چه‌طور می‌تواند با من باشد و گویا زمانی که سنگ را دور می‌زده از پشت آن به درون یخچال می‌افتد.

وی افزود: من همان موقع که مطمئن شدم که‌ آقای نوری ناپدید شده است، با هلال احمر و امداد نجات تماس گرفتم و با توجه به این‌که می‌دانستم زمان می‌برد تا این گروه‌ها به ما برسند، با شماره تلفنی که از یکی از روستاییان آن‌جا داشتم، تماس گرفتم و التماسش کردم که یکی از آن‌ها به کمک من بیاید تا هلال احمر برسد. آقای حجاریان که یکی از کوهنوردان بومی آن‌جا بود، به همراه دخترش ساعت 3:30 دقیقه شب به بالای کوه و به کمک من آمدند.

این کوه‌نورد خوزستانی ادعا کرد:‌ زمانی که با هلال احمر و امداد نجات تماس گرفتم در ابتدا به من گفتند که چرا یک پیرمرد یعنی آقای نوری را به کوه بردی و بعد هم گفتند که ما شبانه به آن‌جا نیرو نمی‌فرستیم و جان نیروهای‌مان را به آن منطقه حفاظت شده که خرس دارد به خطر نمی‌اندازیم. من با آقای حمید مستعدیان که رییس تیم امداد و نجات تهران(حمید مساعدیان - مسئول کارگروه جستجو و نجات فدراسیون) و آقای تاج‌دره که مسوول هلال‌احمر اصفهان بود نیز تماس گرفتم و التماس‌شان کردم و گفتم آقای نوری همکار شماست و جان انسان‌های زیادی را نجات داده است، حداقل به دادش برسید؛ آن‌ها گفتند ما نمی‌توانیم شب به آن‌جا بیاییم. من خواهش کردم با توجه به این‌که نمی‌توانید شب بیایید، حداقل پنج صبح این‌جا باشید.

وی گفت: من خودم از ساعت 20 که آقای نوری ناپدید شد تا ساعت 14 روز بعد که امداد نجات رسید، کوهنوردی کردم تا آقای نوری را پیدا کنم. زمانی که گروه امداد و نجات رسید به آن‌ها گفتم که من تمام این منطقه را گشتم ولی با توجه به این‌که طنابم آن‌قدر نبود که وارد یخچال شوم، شما یخچال را بگردید. زمانی که آن‌ها وارد یخچال شدند، ساعت 15:30 جسد آقای نوری را که یخ زده بود، پیدا کردند و طبق گفته‌های اولیه پزشکی قانونی، جسد می‌توانست تا هشت ساعت در یخچال دوام آورد.

«امیری» افزود: نوری کوهنورد حرفه‌ای بود و می‌توانست خودش را جمع و جور کند. او خیلی باهوش بود و ضریب هوشی‌اش آن‌قدر بالا بود که برای دوام آوردن در چنین شرایطی یک تکه نان همراه خود داشته باشد و من بعد از پیدا شدن جسدش، آن تکه نان را از جیب او خارج کردم. آقای نوری تا به حال در کوه گم نشده بود. او فقط 102 صعود به قله دماوند داشت و تنها کسی بود که از 16 جبهه به این قلعه صعود کرده بود. او به دفعات بسیار به تمام قله‌های کشور در زمستان و تابستان صعود کرده بود. دو بار هم به قله آرارات ترکیه صعود کرده بود.

وی گفت: گروه امداد نجات هیچ نیروی کادری نداشت و همگی نیروها، داوطلب بودند و تا از شهرهای دیگر جمع شدند،‌ زمان برد و به همین دلیل بود که دیر به منطقه ما رسیدند. البته این گروه که آمد، همگی تمام تلاش خود را کردند و با جان و دل جسد را از یخچال خارج کردند که جا دارد از آن‌ها تشکر کنم. بحث من این است که چرا این گروه دیر به منطقه رسید؟

این کوه‌نورد در حالی که به شدت از این حادثه متاثر بود، خاطرنشان‌کرد: این حادثه امداد و نجات 17 ساعت تاخیر داشت و چرا باید به این صورت باشد؟ مگر آن‌ها به من نگفتند هوا روشن شود، می‌رسند؟ مگر ساعت پنج صبح هوا روشن نبود که بیایند؟ مگر من به آن‌ها التماس نکردم و قسم‌شان ندادم که به کمک من برسند؟ چرا ساعت 14 رسیدند؟

منبع: ایسنا

+ نوشته شده توسط جهانديده در جمعه 21 شهریور1393 و ساعت |

به نام خالق زیبایی ها

گزارش برنامه : روستای برگ جهان قله سرسیاه "سیاه چالها "

جمعه : 14/6/93

ساعت 5 بامداد از درب فرهنگسرا حرکت نموده پس از گذر از لواسان و روستاهای " نارون " ، " همزک " ، " افجه " به روستای برگ جهان رسیدیم این روستای بسیار زیبا و خوش آب و هوا در شمال شرقی لواسان کوچک در دامنه جنوبی رشته کوه البرز در مشرق روستای افجه در ارتفاع 2026 متر از سطح دریا واقع گردیده و دارای جاذبه های طبیعی و گردشگری و کوهنوردی می باشد . این روستا در تمامی فصول زیبایی خاص خود را دارد به خصوص در فصل پاییز که  تنوع رنگ ها بهشت را در ذهن انسان تداعی می کند و بیانگر قدرت خالق یکتا در صحنه آفرینش است . رودخانه برگ جهان که از ارتفاعات سرچشمه می گیرد پس از آبیاری باغ های روستا و پیوستن به رودخانه رودبار به دریاچه سد لتیان می پیوندد که سهمی به سزا در تامین آب شرب شهر تهران دارد .

در مسیر صعود به ارتفاعات به دوراهی می رسیم که یکی به آبشار برگ جهان به ارتفاع 2200 متر از سطح دریا منتهی می گردد و دیگری به ارتفاعات موسوم به " سیاه چالها " ، "سیاغار" ، "فراخ کش " و "اندار" .

پس از دو ساعت و نیم کوهپیمایی در هوای بسیار لطیف صبح گاهی و گوش سپردن به نوای دل انگیز رودخانه و تماشای مناظر زیبا با آبشارهای متعدد در مسیر رودخانه به محلی رسیدیم که به زبان محلی به آن "مرجوجارک" می گویند.

عده ای از دوستان در این محل توقف نموده و تعدادی نیز پس از کمی استراحت به حرکت ادامه دادند که پس از گذشتن از دشتی که به آن "میانرو" گفته می شود و محلی برای جمع آوری گوسفندان توسط چوپانان می باشد به ارتفاعات سیاه چاله صعود نموده سپس به پایین بازگشتند . همگی با هم  با نشاط و شادابی تمام به روستا رسیدیم .  

درحالیکه طبیعت سخاوتمندانه هر چه را که دارد در طبق اخلاص نهاده تقدیم ما می کند ، ای کاش گوش های سنگین ما صدای ناله های او را از زیاده خواهی و بی حرمتی هایمان نسبت به او بشنود و رفتارمان را با آن تغییر دهیم .

همین امروز که فردا شاید دیر باشد

+ نوشته شده توسط جهانديده در پنجشنبه 20 شهریور1393 و ساعت |

گزارش انتقال پیکر کوهنورد حادثه دیده مسیر غربی دماوند:

رایگان

انجمن پزشکی کوهستان ایران: طی تماس تلفنی آقای بابازاده در روز شنبه 8/6/93 با آقای نادریان و اعلام ایشان به بنده یک تیم 3 نفره شامل مرتضی نادی و صمد رشید زاده ساعت 15 از تهران به سمت پلور حرکت کرده و بعداز اطلاع دقیق از منطقه ، 4 نفر دیگر نیز از باشگاه آرش شامل محسن فتوحی ، مهدی محمد شاهی ، سعید سلیمی و علی سپهری در پلور به ما ملحق شدند.

بعد از هماهنگی های انجام شده با آقای بابازاده و دریافت بسکت و کیسه جنازه از هلال احمر پلور ساعت 19:50 به سرپرستی اسدالله خانلری که همرا آقای مهدی کرمی ( متوفی ) بوده و به سرپرستی فنی مهیار کفاش به سمت پارکینگ غربی رفته که ساعت 20:25 از پارکینگ به سمت جانپناه سیمرغ حرکت کردیم با تجهیزات فنی 3 طول طناب و انواع تسمه و لوازم بالا کشی و ...

حدود ساعت 23:40 به جانپناه رسیده و برنامه حرکت فردا بسته شد.

یکشنبه ساعت 6:20 از جانپناه به سمت محل حادثه حرکت کرده و حدود ساعت 7:20 به علامت جنازه رسیدیم که 3 نفر به آماده سازی کارگاه های بالاکشی در آن منطقه پرداختند و الباقی ساعت 7:40 به جنازه رسیده و شروع به آماده کردن جنازه جهت انتقال شدند.

رایگان

کوله و لوازم جانبی متوفی جدا گردید و صورت ایشان کامل پوشانده شد و شروع به فیکس کردن آن در بسکت نمودیم . ساعت 8:40 بود ، سطح جنازه به همراه یک کاور فوم پوشانده شد و شروع به انتقال نمودیم.

حدود 60 متر در شیب حدود 40 درجه فرود دادیم و سپس 6 متر بالاکشی و نهایتا با یک تراورس 50 متری به مسیر اصلی منتقل گردید.

بعد از رسیدن به مسیر اصلی مرحله مرحله بسکت را با 6 نفر به سمت پایین اتقال دادیم.

رایگان

ساعت 10:15 دقیقه 4 نفر شامل آقایان اکبر هاشمی ، آرش طلیم خانی ، حامد ارشدی فرد  ، مهدی کریمی به تیم انتقال ملحق شدند و در نهایت ساعت 11:30 دقیقه جنازه به جانپناه سیمرغ رسید ، سپس متوفی از بسکت توسط آقای حامد ارشدی فرد به کیسه جنازه انتقال داده شد و به وسیله احشام به پایین منتقل شد و تیم ساعت 15 به پارکینگ غربی رسیده و عملیات به پایان رسید.

 رایگان

مجموع نفرات کمک کننده در انتقال متوفی غربی دماوند:

کیومرث بابازاه ( سرپرست کل برنامه )

اسدالله خانلری ( سرپرسن تیم انتقال )

مهیار کفاش ( مسئول فنی تیم انتقال )

حامد ارشدی فرد ( کارگروه امداد و نجات فدراسیون و گروه کوهنوردی همت شمیران )

مرتضی نادی ( خانه کوهنوردان )

رشید صمد زاده ( خانه کوهنوردان )

اکبر هاشمی ( خانه کوهنوردان )

آرش طلیم خانی ( خانه کوهنوردان )

مهدی محمد شاهی ( باشگاه آرش )

محسن فتوحی ( باشگاه آرش )

  سعید سلیمی ( باشگاه آرش )

علس سپهری ( باشگاه آرش )

مجید مشکوری ( گروه کوهنوردی همت شمیران )

مهدی کریمی  ( گروه کوهنوردی همت شمیران )

رایگان

 گزارش از حامد ارشدی فرد

+ نوشته شده توسط جهانديده در سه شنبه 11 شهریور1393 و ساعت |

به نام خالق کوه های استوار

چون گشت زمین ز جور گردون                                      سرد و سیه و خموش آمد

بنواخت ز خشم بر فلک مشت                                        آن مشت توئی تو ای دماوند

دماوند نامی پر آوازه در دنیا که بلندایش مثال زدنی ، صبرش بسیار ،  قلبش آتشین - تماشایش آرامش بخش روح آدمی است .

گزارش برنامه : صعود به قله سر افراز دماوند از مسیر جنوبی

بمناسبت پیروزی مردم قهرمان غزه

سه روزه شروع :پنج شنبه ساعت 5:30

براساس توافق در برنامه توجیهی روز دوشنبه 3/6/93

ساعت 5:30 روز پنج شنبه 6/6/93 از درب فرهنگسرا حرکت نموده پس از رسیدن به قرارگاه فدراسیون کوهنوردی در "پلور" به هر یک از دوستان کیسه ای جهت جمع آوری و بازگرداندن زباله ها ، با وانت نیسان به ایستگاه دوم موسوم به کوهپایه "گوسفند سرا" به ارتفاع 2950 که مسجد صاحب الزمان در آنجا احداث گردیده رفتیم .

ساعت 10:30 صعود را آغاز نمودیم بدلیل تفاوت سنی و توان افراد و اولین تجربه صعود به دماوند توسط اکثر دوستان ، جلوگیری از خستگی مفرط ، حفظ انرژی لازم جهت صعود روز جمعه ، حرکت به آرامی صورت گرفت به همین خاطر با صرف زمانی بیش از حد معمول ساعت 16:30 در هوایی صاف و آفتابی به بارگاه سوم به ارتفاع 4150 رسیدیم با وجود تعداد زیاد کوهنوردان خوشبختانه توانستیم در محلی مناسب و نزدیک هم چادرها را بر پا نماییم مدتی به استراحت و تجدید قوا گذشت سپس جهت هم هوایی به مدت یک ساعت و نیم به ارتفاع بالاتر صعود نموده به کمپ بازگشتیم .

با صرف شامی سبک و گذراندن شب ، بامداد روز جمعه ساعت 5 صبح در هوایی نسبتا سرد حرکت به سمت قله را آغاز کردیم در تاریکی شب درخشش چراغ پیشانی کوهنوردان در جای جای کوهستان منظره بسیار زیبایی به وجود آورده بود مدت زمانی پس از صعود سرپرست گروه بدلیل شرایط نامناسب جسمی و احتمال وقوع حادثه و ایجاد مانع در صعود  همنوردان با جایگزینی سرپرست جدید به جایگاه بازگشت . سرپرست جدید در ادامه صعود گروه را در نهایت نظم و انسجام هدایت نمود و با هدف صعود دسته جمعی دوستانی را که عقب می مانند تشویق به ادامه نموده و آنها را سر قدم قرار می داد تا گروه با توان او حرکت نماید .

پس از رسیدن به آبشار یخی طلوع آفتاب جان تازه ای به کوهنوردان می بخشید . پس از گذر از ارتفاعات موسوم به پستانکی و رسیدن به "تپه گوگردی" قله مهربانانه همه را به آغوش خود دعوت می کرد و سرانجام ساعت 14 همدلی و رفاقت و تلاش گروهی تیم به بار نشسته همنوردان در آغوش قله جای گرفتند صحنه شادی بچه ها قابل توصیف نیست .

پس از استراحت و به تصویر کشیدن پرچم پیروزی مردم قهرمان غزه فرود را آغاز نموده ساعت 19:30 همگی سالم به بارگاه رسیده با استقبال گرم دوستانی که در آنجا مانده بودند به چادرها هدایت شدند .

پس از صرف چای و غذا و استراحتی لذت بخش در شب مانی دوم بامداد روز شنبه ساعت 9:30 با تحویل کوله ها به صاحب قاطرها پس از جمع آوری زباله های خود  به پایین بازگشتیم در مسیر فرود نیز زباله ها را جمع و به پایین انتقال دادیم ساعت 13:30 به مسجد رسیدیم با لندرور به قرارگاه بازگشتیم راننده که جوانی آگاه و دلسوز بود از ظلمی که بر دماوند می رود و روند نابودیش به دست خودمان دلش خون بود و چه حکایت ها داشت .توسط مسئولین قرارگاه پلور نیز تصویری از حرکت نمادین فرهنگی کانون ثبت گردید سپس تعدادی از دوستان به تهران باز گشته و تعدادی جهت استفاده از آب گرم و رفع خستگی راهی لاهیجان شدند .

به هوش باشیم خون دماوند از این همه زخم که بر پیکرش می زنیم به جوش آمده همین امروز که فردا دیر است.

 گزارش : با همکاری همنوردان دهقان و شکری

+ نوشته شده توسط جهانديده در دوشنبه 10 شهریور1393 و ساعت |
حادثه ای دیگر در دماوند و مرگ کوهنورد تهرانی:

انجمن پزشکی کوهستان ایران: بنا به گزارش های رسیده یکی از دو کوهنورد آزاد تهرانی که روز جمعه قصد صعود قله دماوند از مسیر غربی را داشتند در حین صعود دچار ارتفاع زدگی گردیده و جان باخت.

این دو کوهنورد پس از عزیمت به پناهگاه غربی دماوند"سیمرغ" در روز پنج شنبه 6  شهریور 1393 صبح روز جمعه به قصد قله حرکت نمودند. به نظر می رسد حال عمومی یکی از آنان بنام "مهدی کرمی" در پناهگاه خوب نبوده و توسط سایر کوهنوردان سفرش به عدم صعود بیشتر می شود. 

نفر اول بنام  آقای "خانلری" ساعت 8 صبح جمعه به سمت قله حرکت می کند و نفر دوم آقای "مهدی کرمی" (عضو سابق باشگاه خانه کوهنوردان تهران) ساعت 12 ظهر شروع به حرکت می نماید که متاسفانه بدلیل نداشتن تجهیزات کافی و لباس نامناسب در ارتفاع حدود 4500 متر و در اثر سرما و ارتفاع زدگی و احتمالا سقوط در مسیر سنگی و دهلیز غربی(وتنها بودن در مسیر) فوت می نماید و پیکر وی توسط سه تن از کوهنوردان خراسان رضوی در هنگام فرود کشف می شود.

صبح امروز کوهنوردان حاضر در منطقه درصدد حمل پیکر فرد فوت شده با کمک امدادگران هلال احمر و همکاری مسولین فدراسیون در پلور در حال انتقال به ارتفاعات پایین است.

+ نوشته شده توسط جهانديده در شنبه 8 شهریور1393 و ساعت |
لینک دانلود