دشت هویچ گردنه گرچال

 

به نام خالق بی همتا

تاریخ 22/9/92

برنامه: دشت هویج ( گرچال) گردنه افچه بشم

حرکت: ساعت 4:30  درب شرقی فرهنگسرای بهمن

خداوندا شاکریم ترا که همت عطا نمودی و سعادت نصیبمان گرداندی تا یک روز دیگر در سرمای استخوان سوز زمستان دل از فضای گرم و نرم خانه برکنیم و برای دیدن هنرنماییهای ذات بی همتایت  راهی کوهساران گردیم . پس از طی مسیر منتهی به لشکرک وارد جاده اصلی لواسان شده " قاضی آباد " انباج " و " بسنیک" را پشت سرنهاده به دو راهی برگ جهان ، افجه رسیده از مینی بوش پیاده شدیم افجه روستای قدیمی به ارتفاع 2060 از دریای آزاد می باشد روستایی که بافت سنتی آن با ویلا سازی های گسترده دگرگون شده اما هنوز حمام قدیمی آن با تغییراتی فعال است  این روستا در ارتفاعات بالا دست دارای باغات وسیع  گردو ، سیب ، گیلاس و آلبالو می باشد . از افجه می توان به قله های ( اندار 2960  در شمال شرقی افجه ) ( ساکا 3315 شمال غربی افجه )( آتشکوه 3713  شمال افجه ) ( ریزان 3571 شمال شرقی ) ( پرسون 3100 شمال شرقی افجه ) صعود نمود البته در فصل زمستان صعود به قله های منطقه دارای ریسک بالای سقوط بهمن و سرما زدگی می باشد بنا براین می بایست با تجهیزات و آگاهی کامل اقدام به صعود نمود .

حدود ساعت 7 از روستای افجه بسمت دشت گرچال ( دشت هویج) براه افتادیم در حالی که برف زیبایی در حال باریدن بود و سراسر کوهستان بالا پوشی یکدست سفید از برف بات داشت . تماشای این منطقه در تمامی فصول ویژگی و زیبایی خاص خود را دارد.


پس از طی مسافتی تعدادی از همنوردان که قصد صعود به ارتفاعات بالا تر از دشت را داشتند از گروه جدا شده بسرعت خود افزودن دوستان دیگر ساعت 9 به دشت هویج رسیدند . چشم اندازی بسیار زیبا و محصور کننده پیش رو داشتیم در سرپناهی در کنار چشمه  آتش افروختینم و به صرف غذا و استراحت مشغول شدیم  ساعت 11  کوله بارها را جمع نموه و بسوی روستا بازگشتیم دوستانی نیز که به ارتفاعات بالاتر صعود نموده بودند در مواجهه با عمق  حدود یک متر برف و مشاهده ریزش بهمن از صعود منصرف و بسمت دشت آمده به روستا بازگشتند و همگی بطرف تهران حرکت نمودیم .

به امید دیداری دوباره – دوستداران کوهستان  


اخبار


انتخاب جناب آقای "رضا زارعی"، به عنوان ریاست جدید


صبح روز سه شنبه ۱۹ آذر ماه ۹۲، مجمع انتخاباتی فدراسیون با حضور اکثریت اعضای آن برگزار شد و در نهایت «رضا زارعی» به عنوان رئیس فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی انتخاب شد. به گزارش روابط عمومی فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی؛ در این مجمع که به ریاست دکتر «سجادی» معاون توسعه ورزش قهرمانی وزارت ورزش و جوانان و با حضور «افشار زاده» دبیر کمیته ملی المپیک همراه بود، پس از توضیحات رئیس مجمع در خصوص فرآیند برگزاری انتخابات، به هر یک از نامزدها ۱۰ دقیقه فرصت داده شد تا برنامه‌های خود را معرفی کنند ...

نامزدها به ترتیب حروف الفبا به ایراد سخن پرداختند و در جریان این بخش آقایان همایون بختیاری و حمید مساعدیان انصراف خود را اعلام کردند. پیش از آن نیز خانم منصوره گرجی و آقایان نیکخواه، بهادرانی و کوچکی نژاد انصراف خود را اعلام کرده بودند که در نهایت ۵ نفر در بخش نهائی انتخابات حضور داشتند. بر این اساس، رای گیری از اعضای مجمع برای انتخاب نامزد مورد نظرشان از میان آقایان رضا زارعی، مهدی داورپور، حسین رضایی، کاوه کاشفی و مهدی هنرمند صورت گرفت که به ترتیب زارعی ۱۹ رای، داورپور ۱۲ رای، کاشفی ۷ رای و رضایی یک رای را به خود اختصاص دادند.

لذا با توجه به این که نفر منتخب می‌بایست نصف به علاوه یک رای؛ از مجوع آرای حاضرین را به خود اختصاص دهد، فرآیند انتخابات بین دو فردی که بیشترین رای را آورده بودند؛ به دور دوم کشیده شد. در دور دوم نیز «رضا زارعی» با کسب ۲۹ رأی و  «مهدی داورپور» ۱۰ رای را به خود اختصاص دادند، و در نهایت «رضا زارعی» برای چهار سال آینده به عنوان رئیس فدراسیون کوه‌نوردی و صعودهای ورزشی انتخاب شد. پس از برگزاری مجمع، نشست خبری رئیس منتخب فدراسیون در زمانی کوتاه و عجالتاً با حضور خبرنگاران حاضر در مجمع، برگزار شد و «رضا زارعی» به سئوالات آنان پاسخ گفت
.

کانون کوهنوردی فرهنگسرای بهمن، برای "آقای رضا زارعی" (ریاست جدید
فدراسیون کوه نوردی و صعودهای ورزشی) آرزوی سلامتی،موفقیت وشادکامی دارد



قله چنبره بند

به نام یزدان پاک

تاریخ : 15/9/92

تعداد : 20 نفر

قله ی دارآباد در جنوبی ترین ردیف از سلسله جبال البرز مرکزی واقع شده است.این قله به دلیل مجاورت آن به منطقه ی دارآباد تهران به این نام خوانده می شود. نام دیگر این قله ی زیبا مونگ چال می باشد. مونگ چال ارتفاعی معادل ۳۱۶۰ متر دارد این قله در مسیر قلل تیغه ای چپ دره و چنبره بند و شهربانوکشک و سیاه بند قرار گرفته است و به دلیل وجود کمپ در قله ی دارآباد دسترسی به قلل مذکور میسر میشود.

این منطقه در ماه های اردیبهشت و خرداد دارای پوشش گیاهی نسبتً بالایی است. ریواس و کنگر به وفور درآن یافت می شود.

 گزارش برنامه:جمعه پاییزی دیگری آغاز شد علی رغم بارش شدیدباران،.

عضای کانون کوهنوردی فرهنگ سرای بهمن ساعت 4:45 دقیقه صبح گرد هم آمدند تا برنامه زیبای کوهنوردی را اجرا کنند.این بار مسیر دارآباد- قله چنبره بند انتخاب شده بود.با یک دستگاه مینی بوس ویک سواری  از درب شرقی فرهنگ سرا راه افتادیم و عده ای از دوستان در مسیر به گروه پیوستند.


بین راه در یکی از مساجد برای نماز توقف داشتیم بعد از اقامه نماز صبح راه را به سوی دارآباد پیش گرفتیم.بین راه با گرفتن نان سنگک و پنیر صبحانه را در ماشین خوردیم. ساعت 6:30 به محل صعود رسیدیم .اعضا با پوشیدن پانچو و بارانی و گترها آماده حرکت شدند.بعد از توضیحات سرپرست و تعیین  سرقدم راهی شدیم .از همان ابتدا بارشها که در این منطقه به شکل برف بودند همراه ما شدند و زیبایی زایدالوصفی را به طبیعت داده بود.طوری که یک پاییز زمستانی را رقم میزد.تمام منطقه یک دست سفید پوش بود.و جالبتر اینکه درختان همراه و همنوا با یکرنگی برف شده بودند.و دیگر از لباسهای رنگ و وارنگ پاییزیشون خبری نبود که هر بیننده ای مات این همه زیبایی میشد. ابتدای مسیر پاکوب و راحت طی شد و کم کم شیب های تندتر وتندتر را آغاز کردیم.باید گفت همان اوایل راه به برف کوبی نیاز بود.که اعضا ی گروه راه را باز کردند ومسیر را ادامه دادیم.گروه دیگری نیز از این مسیر عبور کردند که قصد صعود به قله دارآباد را داشتند.به همدیگر عرض سلامی و خدا قوتی گفتیم.برف همچنان می بارید و ما را همراهی می کرد.بین مسیر حشراتی روی این همه برف یافت میشدند که.از این همه شگفتی فکر هر بیننده ای را به خود جلب میکردند.حدود ساعت 10صبح بود که به دستور سرپرست محترم برنامه برای استراحت و خوردن چای و تنقلات و گرفتن عکس یادگاری توقف داشتیم در اینجا به دو گروه تقسیم شده عده ای به سمت قله روانه شدم و گروه دوم به سمت پایین رفتند.در مسیر قله شیبها خیلی تند تر شد ولی مسیر برف کوبی نیاز نداشت.پس از گذراندن چند مسیر پرشیب و عبور از مسیر سنگلاخی که با برف پوشیده شده بود به قله چنبره بند نزدیک شدیم .و به دستور سرپرست استراحتی کوتاه داشته تنقلات و میوه خوردیم و چند عکس به یادگار گرفتیم و از یال شن سیاه به سمت پایین برگشتیم و به گروه پیوستیم.کنار رودخانه ناهار صرف شد و ساعت 13:45 سوار مینی بوس شدیم و با تجارب تازه و خاطری آرام  راهی خانه هایمان شدیم.

سپاس از خالق بزرگ و تشکر از سرپرست خوب برنامه و سایر اعضا

گزارشگر: دوستدار کوهستان

 

بی بال پریدن!

بی بال پریدن!

از زنده یاد قیصر امین پور:

پرندگان را به دسته های مختلف تقسیم کرده اند. اما من گمان میکنم می شود همه ی پرندگان را به ۳ دسته تقسیم کرد:

۱-پرندگانی که بال دارند وپرواز می کنند.

۲-پرندگانی که بال دارند و پرواز نمی کنند.

۳-پرندگانی که بال ندارند ولی پرواز می کنند.

پرندگان دسته ی اول و دوم را همه ی ما می شناسیم ولی پرندگان دسته ی سوم را کمتر کسی می شناسد:

پرندگانی که بدون بال پرواز می کنند!

پرندگانی که می خندند!

پرندگانی که گریه می کنند!

پرندگانی که فکر می کنند!

پرندگانی که می نویسند!

آری، تنها پرنده ای که بال ندارد ولی می تواند پرواز کند، انسان است البته نه پرواز با هواپیما. زیرا موش و خرگوش و فیل و شتر هم می توانند با هواپیما پرواز کنند.اگر اینطور باشد،سنگ و سنگ پشت هم می توانند پرواز کنند.البته با کلک مرغابی!(ان حکایت مرغابی ها و لاک پشت در کتاب فارسی دبستان که یادمان هست!)

اما اینها که پرواز نیست.

چون وقتی سوار بر هواپیما هستیم این هواپیماست که پرواز می کند،نه مسافران ان که مشغول خوردن چای و شیرینی هستند.

شما کدام پرنده را می شناسید که در حال پرواز، جدول حل بکند؟

اما شاید بتوان گفت تنها انسانی که با هواپیما پرواز کرد، همان کسی بود که هواپیما را اختراع کرد،نه مسافرانی که خود را با کمربندهای ایمنی ، محکم به صندلی بسته اند.(باز هم داستان پرواز در کتابهای دبستان که یادمان هست!)

پس منظور از پرواز انسان ، پرواز با هواپیما نیست، بلکه پرواز خود انسان است ان هم بدون بال، یعنی بدون بالی که دیده شود. با دو بال ظریف عقل و عشق.با دوبال لطیف خیال واحساس.

انسان می تواند دو بال برای خود دست وپا کند وبا انها تا جایی پرواز کند که پر عقاب هم در انجا هم می ریزد،و پر فرشتگان و حتی پر جبرئیل هم در انجا می سوزد. تا روی ناف قله ی قاف، تا زیر سایه ی بال سیمرغ، تا اغوش مهربان خدا...

اگر خودش بخواهد و اگر دیگران بگذارند.

اگر طوفان و باد بگذارند. اگر دام ودانه و صیاد بگذارند.

اگر قفس ها و کرکس ها و هر کس های دیگر بگذارند.

و قصه ی ما در این دفتر، قصه ی همین فرشتگان زمینی است که بال هاشان را با ارزوی پرواز سرشته اند. وسر نوشت پرواز را بر صحفه ی سفید بالهایشان نوشته اند.

پرندگانی که دستی بر بالشان سنگ بسته

پرندگانی با بالهای لاغر و خسته

پرندگانی با بالهای زخمی و شکسته

پرندگان مهاجری که از روستا به شهر می گریزند

پرندگانی که به مدرسه ی شبانه می روند

پرندگانی که با بالهای وصله دار پرواز می کنند

پرندگانی که در حاشیه ی پیاده رو می خوابند

و اما این قصه ها قصه نیست. شعر نیست.قطعه نیست.مقاله و گزارش وخاطره هم نیست...ولی چون مدتی در پیچ و خم کوچه پس کوچه های ذهنم با قصه ها و شعرهای دیگر همسایه بوده اند و با هم رفت وامد و گفت وگو داشته اند ، ممکن است رنگ و بویی از قصه و شعر هم به خود گرفته باشند.اینها در واقع همان((حرف های خودمانی))است که ((در حاشیه ی)) ذهن ادم گرد و خاک می خورند.

حرف های خودمانی که بر دل ادم سنگینی می کنند و تا انها را با کسی در میان نگذاری دلت سبک نمی شود.

نمی شود این حرف ها را به جرم اینکه نه شعر هستند و نه قصه ، در طاقچه ی ذهن پنهان کنیم تا غبار خاموشی و فراموشی روی انها بنشیند.

مگر حرفی باید در ظرفی ، ان هم ظرف قالب های قراردادی شعر و قصه بگنجد تا بشود ان را بیان کرد؟

مگر باید همیشه اسمان را در چارچوب یک پنجره ببینیم؟

مگر همه ی تصویر ها را باید در چارچوب یک قاب تماشا کنیم؟

مگر همه ی تعبیرها را باید در چارچوب یک قالب بیاوریم؟

اگر حرف،حرف باشدمیرود وقالب مناسب خودش را پیدا می کند.

اگر حرف از تارهای صوتی گلو برخیزد، تنها پرده ی گوش را به لرزه در می اورد.

اما اگر حرف از تار وپود دل برخیزد،پرده ی دل را هم می لرزاند.

شاید این حرف ها در قالب های قراردادی قرار نگیرند٬

و شاید این حرف ها در قلب های قراردادی قرار نگیرند.

اما خدا کند دست کم یکی از این حرف ها در قلب های بی قرار، جای گیرد. زیرا::

« در خانه اگر کس است یک حرف بس است »

 

گزارش هملون

به نام خدا

جمعه 8/9/92

مقصد هملون

ساعت حرکت: 45/4 از درب شرقی فرهنگسرای بهمن در حالی راهی شدیم که

 شب باران باریده بود و هوا بسیار پاک و لطیف بود . پس از رسیدن به لشگرک از

 طریق جاده جاجرود " اوشان" ، فشم " را پشت سر گذاشته در فاصله 4 کیلومتری

 میگون به منطقه " هملون" رسیدیم که وجه تسمیه آن شاید به غلت وحود غازهای

 متعدد می باشد ، این منطقه کوهستانی مسکونی نیست ولی توسط توسط اهالی

 بومی باغات بسیاری احداث شده که محصول آنها بیشتر گردو – گیلاس – آلبالو می

 باشد. از این مسیر می توان به گردنه " استرچال" (3140 ) و همچنین قله "

 آهنگرک" ( 3357) صعود نمود و از آنجا به سمت " ده تنگه " سرازیر شد که یک

 مسیر به " قلعه دختر" دارد و از جنوب به روستای آهار می رسد.

کنار جاده مقابل رستوران از مینی بوس پیاده شدیم و پس از توضیحات لازم و معرفی

 سرپرست برنامه کوهپیمایی را آغاز نمودیم.کنار رستوران دیواره ای جهت تمرین

 سنگنوردی وجود دارد و در فاصله نه چمدان دور از جاده غتر هلمون واقع گردیده

 فضای کوهستان بیشتر پاییزی بود و تنها ارتفاعات از برف پوشیده شده بود . پس از

 گذشتن از باغها با درختانی خواب آلود در رویای بهار به چشمه رسیدیم . استراحتی

 کوتاه نمود . مسیر را ادامه دادیم کم کم ارتفاع گرفته به مسیر برفی رسیدیم . پس

 از حدود دو ساعت و نیم چند تن از دوستان به سمت چشمه بازگشتند و باقی به

 سمت گردنه " استرچال" صعود را ادامه دادند ولی به علت انتخاب مسیری با شیب

 تند و لغزندگی شدید پس از مدتی مجبور به بازگشب شدند . در وای نسبتاً سرد

 ولی آفتابی کنار چشمه ای زلال ، افروختن آتش و نوشیدم چای داغ در فضایی

 صمیمی خاطره ای که با هیچ دوربینی نمی توان ثبت کرد و با هیچ ربانی شرح داد .

 لازمه تجربه این خاطره ها عشق است و همت و دستاوردش نشاط است و سلامتی

 ساعت 12 به سمت پایین بازگشتیم و پس از بازدید از غار به تهران بازگشتیم.

آهار


به نام آنكه هستي نام از او يافت

برنامه : دشت سکوت

تاریخ اجرای برنامه : 92/9/1

تعداد افراد گروه :28 نفر

طبق هماهنگي قبلي با اعضاي گروه، صبح جمعه 01/09/92 ساعت 04:50 با جمعی 28 نفره و در تاریکی سحرگاهی از درب شرقي فرهنگ سرا با يك دستگاه ميني‌بوس و 3 خودروی سواری به سمت کلوگان حركت كرديم وبا توجه به اولين بارش برف پاييزي که در حال باریدن بود با نظر سرپرست برنامه مسیر خود را به سمت روستای آهار تغیر دادیم.

 ساعت 06:30 دقیقه بامداد را نشان می داد که با دمایی حدود صفر درجه  به روستای آهار رسیدیم،  برف که همه جارا پوشانده و زیبایی منطقه را دوچندان کرده بود،  ارتفاع این روستا ۲۱۰۰ متر است ، بعد از هماهنگ كردن نفرات  و با گذر از کوچه باغ های آهار در مسیر صعود قرار گرفتیم،گویی آن درختان لباس سفید بر تن کرده بودند.

روستاي شكرآب جاده ندارد و فقط مي‌توان پياده يا با چهارپايان به آن روستا رفت. منطقه جلوه زمستانی زيبايي داشت.  ساعت 08:30 به امام‌زاده طاهر شكرآب رسيديم.  بعد از كمي استراحت و با خوردن صبحانه ای مختصر ساعت 09:30 به سمت دشت سکوت حركت كرديم.

 ساعت 10:50 به دشت سکوت رسيديم.  دشت سكوت مملو بود از برف تازه‌اي كه شب قبل باريده بود. بعد از گرفتن عكس يادگاري وخوردن میوه نوشیدن چای و کلی برف بازی ساعت 11:50 به سمت آهار حركت كرديم.  ساعت 14  در روستا و كنار ميني‌بوس بوديم و به سمت تهران حركت كرديم. ساعت 15:30به درب فرهنگ سرا رسيديم  واین برنامه را بار دیگربه آلبوم افتخارات کانون اضافه کردیم.

سپاس از لطف و عنایت خدای منان

سرپرست برنامه:آقای هاشم زاده

گزارش: حسین عبیری