برنامه پیرزن کلون
"به نام خداوند زیبایی ها"
موضوع: گزارش برنامه پیرزن کلون( 25/11/92)
کمی در مورد منطقه تاریخی (امامه) و ارتفاعات آن :




روستای امامه به معنای،محلی در بلندی،از توابع بخش رودبار قصرانِ شهرستان شمیرانات بوده که درشمال شرقی تهران و در کیلومتر15جاده فشم واقع شده است و شامل 2روستای امامه پایین با ارتفاع2150متروامامه بالا با ارتفاع2250متربالا تر از سطح دریا میباشد. گویش قدیمی و سنتی مردم این منطقه مازنی و یا به اصطلاح بعضی از اهالی گیلکی است. در شمال شرقی روستا و در ارتفاعات باغ تنگه که خود از زیباترین مناطق گردشگریست،بقایای قلعه ای قدیمی با قدمتی بالغ بر1100سال ودر منابعی نیز1300سال!به نام قلعه امامه یا قلعه مازیار با ارتفاع2450متر وجود دارد.
...و قله پیرزن کلون با اتفاع3850متر: این قله در خط الرأس اصلی البرز مرکزی واقع شده و از طرف شرق با فاصله ای کمتر از 100مترارتفاع به قله مهرچال و از طرف غرب به قله هم هن متصل میشود. دو یال دیگر به این قله وصل هستند که یکی از طریق قله کاسونک(شمال شرقی)و دیگری از طریق گرمابدر(یال شمالی) به قله پیرزن کلون منتهی میشوند. بر روی قله،در سمت شمال،قلۀ خرسنگ و سرکچالها و در سمت شرق،قلۀ استوار دماوند،کافره آسمان کوه و دشت لار چشم انداز زیبایی را جلو دیدگان قرار میدهد. ...و اما در رابطه با برنامه ای که توسط گروه با سرپرستی جناب آقای هاشم زاده به اجرا درآمد: صبح روز جمعه25/11/92 طبق قرار تعیین شده ساعت4:45دقیقه،درب شرقی فرهنگسرای بهمن محل تجمع و حرکت گروه بود که با حدود 5دقیقه تأخیر با یک دستگاه مینی بوس حرکت کردیم،که در مسیر تعدادی از همنوردها نیز به گروه پیوستند و در ساعت5:30دقیقه در مسجدی در محدوده تهرانپارس توقفی 15دقیقه ای جهت اقامه نماز داشتیم که با اقامه نماز،17نفر با سوار شدن درون مینی بوس به سمت روستای امامه حرکت کردیم برای رسیدن به روستای امامه ابتدا به میدان لشگرک(قایم)و سپس وارد جاده فشم شده و بعد از طی کردن حدود15کیلومتردرون این جاده(3کیلومتر بعد از سه راهی اوشان یا همان میدان امام علی)با نمایان شدن تابلوی روستای امامه،راحت آباد در مسیر سمت راست وارد مسیر کوهستانی و پر پیچ وخم این جاده شدیم.حدود 6کیلومتر پیش رفتیم تا به بالای گردنه رسیدیم که جاده سمت راست امامه پایین و مسیر مستقیم امامه بالا را نشان میداد و ما به سمت امامه بالا ادامه مسیر دادیم. با طی کردن حدود 1کیلومتردر این مسیر مجدد به یک دو راهی رسیدیم که مسیر مستقیم(خ.گلزار) به مرکز روستا و مسیر سمت چپ(25متری مهرچال)که ما از این مسیر عبور کرده و خود را به منطقه باغ تنگه رساندیم)جادۀ این مسیر آسفالته است)
ساعت6:55دقیقه را نشان میداد که همگی از مینی بوس خارج شده و در اینجا 5نفر از دوستان دیگر که با خودروی شخصی آمده بودند به دیگر نفرات تیم ملحق شده و در ساعت7:05دقیقه تعداد 23نفر با فرمان سرپرست شروع به حرکت کردیم.

هوا امروز فوق العادست و این نوید یک روز خوب و یک صعود خوب رو ما میداد.
از سمت چپ جاده با عبورازپلِ روی رودخانه از مسیر پاکوبِ سمت چپِ رودخانه حرکت کردیم و در چند جای مسیر که با پاکوب مشخص بود مسیر حرکت به چپ و راست رودخانه تغییر میکرد که بعد از عبور از سیل بند اول و قبل از سیل بند دوم با عبور از عرض رودخانه و از سمت راست رودخانه وارد مسیر یال شدیم. لازم به ذکر است که بگویم،یالی که از سمت امامه و باغ تنگه صعود میشود یال جنوبی است و برای صعود زمستانی نسبت به یال شمالی(گرمابدر)بدلیل حجم برف کمترمناسبتر میباشد. در همان ابتدای مسیرِ یال به دلیل شیب نسبتاً تند با سرعت کندی حرکت میکردیم،که با ارتفاع گرفتن،در سمت راست مان بقایای قلعه مازیار دیده میشد. بعد از حدود 45دقیقه به یک صخرۀ بزرگ برخوردیم که از سمت راست،صخره را دور زده و در مسیر پاکوب به سمت بالا حرکت خود را ادامه دادیم.



ساعت8:25دقیقه با صلاحدید سرپرست استراحتی 5دقیقه ای داشتیم که چند عکس نیز به یادگار انداختیم. باید بگم محصور بودن این منطقه در کوهستان،همچون دژی!!باعث شده که از آلودگی های نا تمام تهران تا حد زیادی مصون مانده و همین امر و خوبی آب و هوا در این روز دلیلی شده که لذتمان از بودن در اینجا بیشترو بیشتر شود. از اینجای مسیر با نظر سرپرست گروه به 2تیم تقسیم شد که تیم جلو با فاصله حدود 5دقیقه ای از تیم عقب حرکت کرد،که کم کم در طول مسیر کاملاً از هم فاصله گرفتیم. عقربه های ساعت9:50دقیقه را نشان میداد که به سر یال جنوبی رسیدیم که در چند نقطه با سنگ چین کاملاٌ مشخص است و با یک استراحت 10دقیقه ای،مشغول خوردن میوه و تنقلات شدیم که در بین اینها پف فیل مزۀ دیگری داشت! در این منطقه هم با صلاحدید سرپرست چند تن از همنوردان در همین محل مانده و 6نفر از تیم به همراه سرپرست با تراورسی که به سمت شمال و شمال شرق داشتیم تا محدوده دشت مهر چال که به دشت لارک هم معروف است پیش رفتیم که در قسمتهایی از مسیر بیش از 1متر برف وجود داشت که همین امرباعث پایین آمدن سرعت حرکتمان و گهگاهی نیز کار را مشکل کرده بود. (لازم به ذکر است که بگویم با رسیدن به دشت لارک که محل کمپینگ فوق العاده ای را دارد و زیبایی های بی حدّش،مسیر هر 3قله جدا میشود.در سمت غربِ دشت 2قلۀ پیرزن کلون و هم هن و با کمی تراورس به سمت شرق به سمت قلۀ مهرچال میتوان رفت و همچنین برای رسیدن به قله پیرزن کلون از درون دشت،نسبت به شرایط بین یک و نیم تا دو ساعت و نیم زمان لازم است) ولی همان طور که ذکر کردم در ساعت 10:30دقیقه به دستور سرپرست در نزدیکی دشت لارک،مسیر پیشروی را متوقف کرده در مسیر بازگشت قرار گرفتیم ساعت 11:00 بود که مجدد به محل شروع تراورس در سر یال به دیگر دوستان ملحق شده و همگی مشغول خوردن صبحانه شدیم. در این هوا خوردن صبحانه لذتی 2چندان پیدا کرده بود،جای همه دوستان که حضور نداشتند خالی.. ساعت 11:30دقیقه با جمع کردن وسایل به سمت پایین سرازیر شدیم.در چند جای مسیر به دلیل ریزشی بودن با احتیاط خاصی عبور میکردیم و هر چند لحظه صدای بلند"سنگ،سنگ"به گوش میرسید که خوشبختانه بدون هیچ مشکلی از این مسیر هم عبور کردیم. ساعت11:50دقیقه به مدت 5دقیقه کنار چشمه استراحت کوتاهی کرده و همچنین در ساعت12:55دقیقه لحظاتی کنار رودخانۀ کف دره توقفی کرده و نمار ظهر و عصر را بجای آوردیم و در نهایت در ساعت 13:20دقیقه کنار ماشین به تیمی که از ما جدا شده بود ملحق شده و همگی در مینی بوس در ساعت 13:25دقیقه از مسیر راحت آباد،لواسان کوچک به سمت تهران حرکت کردیم انرژی که از بودن دراین منطقه زیبا گرفته بودیم باعث شده بود لحظات شادی را نیز در مسیر برگشت با خوردن میوه جات و بستنی درون مینی بوس تجربه کنیم و شکرگذار خداوند کریم باشیم به خاطر این همه زیبایی و نعمت. ...ودر نهایت با پیاده شدن تعدادی از همنوردها در طول مسیر در ساعت 15:15دقیقه با رسیدن به فرهنگسرا همگی دوستان با خوشحالی از هم جدا شده و برنامه رسماً به پایان
رسید.........
گزارش برنامه: مهدی شهبازی































