نگاهی به تقویت سیستم ایمنی بدن

نگاهی به تقویت سیستم ایمنی بدن

سلامت > عمومی- دکتر افشین محمد علیزاده :
سیستم دفاع طبیعی بدن یکی از پیچیده‌ترین و مهم‌ترین دستگاه‌های مجهز و خودکار پررمز و راز خلقت است.

گلبول‌های سفید و آنتی‌بادی‌ها از عوامل مهم در سیستم دفاعی بدن ما در برابر بیماری‌ها هستند. گلبول‌های سفید این توانایی را دارند تا به سرعت و با شدت، باکتری‌های مضر وارد شده به بدن را شناسایی و نابود کنند.

این سازوکار ایمنی یا در عروق خونی در حال گردش هستند و یا در غدد لنفاوی به حالت آماده باش قرار دارند. غدد لنفاوی که محل استقرار گلبول‌های سفید است، در نقاط مختلفی در بدن نظیر طحال، آپاندیس و سلول‌های کوپفر در کبد پراکنده‌اند.

همچنین پروتئین خاصی به‌نام آلبومین یکی از مواد بسیار مؤثر در انتقال مواد سمی از سراسر بدن به سلول‌های کبدی است. این مواد سمی در کبد شکسته شده و سپس از بدن دفع می‌شوند. بدون وجود مقادیر معینی آلبومین در خون، کبد و کلیه‌ها و سایر اعضای حیاتی قادر به ایفای نقش خود نخواهند بود.

همچنین، آلبومین یکی از باارزش‌ترین عوامل انتقال ویتامین‌ها، املاح معدنی، اسیدهای چرب غیراشباع، هورمون‌ها و سایر مواد و ترکیبات با ارزش در کل سیستم بدن است. اما گلبول‌های سفید جهت رشد، تکثیر و تقسیم مناسب و همچنین تامین مقادیر لازم آلبومین در خون نیاز به تغذیه پروتئین‌های با کیفیت دارند. اگر تغذیه صحیح نداشته باشیم، سیستم ایمنی ما نیز دچار آسیب خواهد شد.

مسلما تضعیف سیستم ایمنی بدن منجر به کاهش مقاومت فرد در برابر عوامل عفونی و بیماری‌زا خواهد شد و حتی ممکن است توانایی بدن در پاسخگویی به برخی دارو‌ها نظیر آنتی‌بیوتیک‌ها کاهش پیدا کند. علاوه بر سوءتغذیه حتی سوختگی با آفتاب هم میزان گلبول سفید را کاهش می‌دهد، زیرا گلبول‌های سفیدی که در مویرگ‌ها قرار دارند توسط اشعه ماورای بنفش موجود در نور خورشید از بین می‌روند.

بدون تردید تقویت سیستم ایمنی تأثیرات گسترده‌ای بر بدن می‌تواند داشته باشد. به‌عنوان مثال تقویت سیستم ایمنی می‌تواند در پروتکل‌های بهبود زخم‌ها و بازسازی بافت‌های آسیب‌دیده، مقابله با بیماری‌های عفونی نظیر آنفلوانزا، مسمومیت‌های غذایی و پیشگیری از انواع سرطان مورد توجه قرار گیرد. حتی تقویت سیستم ایمنی بدن، شدت آلرژی‌های فصلی را نیز می‌تواند کاهش دهد. استفاده از فراورده‌های طبیعی برای تقویت سیستم ایمنی یک نقطه عطف در دورانی که تغذیه بشر مبتنی بر فراورده‌های شیمیایی شده است، به شمار می‌آید.

در چنین رویکردی علاوه بر تقویت سیستم ایمنی، طیف گسترده‌ای از اثرات بیولوژیک سودمند دیگر نیز در اختیار بدن انسان قرار می‌گیرد. در این میان استفاده از عصاره جلبک‌های سبز نظیر کلرلا(Chlorella )نه‌تنها به‌منظور بهره‌مندی از مواد مغذی نظیر پروتئین‌ها، ویتامین‌ها، املاح و بسیاری مواد سودمند دیگر مفید است بلکه برای سود جستن از اثرات بیولوژیک بسیار جالب نظیر توانایی آنان در خارج کردن سموم از بدن، بهبود سوخت‌و‌ساز بدن، ایجاد تعادل در عملکرد دستگاه گوارش، تامین سلامت قلب و عروق از طریق تنظیم فشار خون، تأثیر مثبت در دیابت، تقویت سیستم ایمنی و تأثیرات مفید دیگر صورت می‌گیرد.

چای کوهی، سیستم دفاعی بدن را تقویت می‌کند


یک متخصص گیاهان دارویی گفت: چای کوهی یا گل کوفته به صورت وحشی و خودرو در مناطق عمده غرب کشور رشد و نمو می‌کند.

 این گیاه که به صورت گل‌های پنبه‌ای صورتی رنگ در مناطق کوهستانی رشد می‌کند دارای خواص فوق العاده‌ای است.

بهترین شیوه مصرف این گیاه دم کرده آن است.

چای کوهی یا گل کوفته آرام بخش، ضدتشنج و ضدمیگرن بوده و در درمان سرماخوردگی موثر است.

همچنین این گیاه در درمان بی خوابی، نقرس، حساسیت، گرفتگی روده و تقویت سیستم دفاعی بدن بسیار موثر است.

 بهترین زمان استفاده از این گیاه شش ماه پس از چیدن آن است و بعد از این مدت بهتر است از اسانس آن استفاده شود.

چه خوراکی‌هایی، سیستم ایمنی بدن را ضعیف می کند


برخلاف برخی مواد غذایی تقویت‌ کننده سیستم ایمنی مانند میوه و سبزی‌جات که حاوی آنتی‌اکسیدان‌ها و مینرال‌های بسیارند، بسیاری از مواد غذایی نیز تضعیف‌ کننده سیستم ایمنی بدن هستند.

1.سرکه صنعتی

  مصرف مقدار کمی سرکه هیچ مشکلی پیش نمی‌آورد اما مصرف بالای آن در سالاد باعث می‌شود مقدار فراوانی کالری دریافت کنید اما ارزش غذایی سالاد پرفیبر و ویتامین‌تان از بین برود. برای یک ظرف بزرگ سالاد تنها یک قاشق سرکه صنعتی کفایت می‌کند. بهتر است به جای سرکه کمی روغن زیتون و آبلیمو یا سرکه سیب، فلفل، کشمش و پیاز تازه به سالادتان بیفزایید

2.گوشت گوساله پرچرب

گوشت گوساله غنی از آهن، زینک و ویتامین‌های ب‌کمپلکس است اما برخی از بخش‌های آهن غنی از چربی‌های اشباع است که می‌تواند احتمال ابتلا به سرطان کورکتال و دیگر سرطان‌ها را افزایش دهد. هنگام خرید بخش‌های کم‌چرب را انتخاب کنید و هر چربی که به چشم دیده می‌شود را دور بریزید.

3. قهوه

 قهوه فواید بسیاری برای سلامت دارد. به عنوان نمونه می‌تواند جلوی آسیب‌دیدگی سلولی در اثر رادیکال‌های آزاد را بگیرد. اما از آنجا که ادرارآور است می‌تواند سبب از دست دادن مقدار فراوانی از ریزمغذی‌ها شود. از سوی دیگر مصرف بالای آن نه تنها شما را تشنه می‌کند بلکه سبب افسرده شدن و اعتیاد شما به آن می‌شود. کالری بالا و چربی‌های اشباع قند و شیر یا خامه‌ای که به آن می‌افزایید نیز می‌تواند مشکل‌ساز شود. سعی کنید در روز یک یا دو فنجان قهوه بیشتر ننوشید


والنگرود

 

به نام خدا

92/7/19    وارنگه رود - محیط بانی

مسافت تا تهران: 120 کیلومتر

با سلام و خدا قوت خدمت تمامی کوهنوردان بویژه اعضای کانون کوهنوردی فرهنگسرای بهمن

با مداد روز 19 مهرماه حوالی ساعت 4:30 از جلوی فرهنگسرا به سمت مقصد مورد نظر براه افتادیم . بعد از طی نمودن مسیری  طولانی و طاقت فرسا که شاید تنها نقطه قوتی که از خستگی این سفر کم می کرد مینی بوس سرویس بود ، حدود ساعت 8 صبح به روستای وارنگه رود که با گذشتن از گردنه دیزین و مجتمع تفریحی و توریستی دیزین همراه بود رسیدیم .

 گروه که مشتمل بر 22 نفر ( 3 زن و 19 مرد ) به سرپرستی یکی از اعضای شورای مرکزی براه افتاد . ساعت اولیه حرکت ما در مسیری مسطح ( دشت نوردی ) در کنار رودخانه ای بی آب آن هم در این ماه از سال که خود جای تعجب داشت همراه بود . شنیدن صدای آب خروشان گوشهایمان را نوازش می داد و ما شانه به شانه این رود زلال و شفاف که عاری از هرگونه زباله بود حرکت کرده تا در ساعت 9 به دشت بید رسیدیم . بعد از استراحتی کوتاه برای کم کردن لباس و نوشیدن آب و گرفتن عکس در کنار چشمه گروه به دو دسته شد .اعضاي گروه با 13 نفر استارت زده که نهایتاً ساعت 11:20 با 5 نفر به محل محیط بانی که با برخورد با یکی از جوانان بومی آن محدوده صورت گرفت لازم بذکر است ارتفاع مقر محیط بانی بالای 3000 متر است که این مسیر یکی از مسیرهای صعود به قله آزاد کوه و همچنین کمان کوه و سوتک می باشد .گروه بعد از تهیه عکس فوراً مسیر برگشت را طی کرده و بعد از جمع آوری افراد بازمانهد در راه ساعت 13 بر سر چشمه به گروه اول ملحق شده ، بعد از 30 دقیقه زمان برای صرف نهار و انجام امور شخصی  ساعت 13:30 بسمت مینی بوس حرکت و ساعت 14:30 به محل مینی بوس رسیدیم

گزارش برنامه: فراهاني

قله خلنو

به نام خالق زیبایی ها

کوه را عشق است و کوهنورد را عاشق

گزارش برنامه خلنو:

جمعه 12ام مهرماه 1392

تعداد:26 نفر

قله خلنوKholeno) )

معرفی:

خلنوبعد از دماوند با ارتفاع 4375 متر بلندترین و در عین حال دور از دسترس ترین قله در البرز مرکزی است.این قله مرتفع ترین سرچشمه رودخانه های لار و لالون و وارنگه رود است که در قلب کوهستانهای البرز واقع شده.

از مهمترین ویژگیهای خلنو وجود برفچالهای بزرگی در دره شمالی موسوم به سرخرسنگ و وجود دریاچه ای زیبا در منتهی الیه دره وارنگه رود می باشد که در نهایت به دره چالوس ختم میشود.

مبدأ صعود به قله خلنو، روستای لالون یا لالان در منطقه رودبار قصران و در نزدیکی فشم در استان تهران است.

وجه تسمیه روستای لالون:طبق گفته ریش سفیدان روستا نام این روستا لاله گون بوده که به جهت وجود گل های فراوان در این منطقه به این نام مشهور بوده است و با گذشت زمان به لالون تبدیل شده است.

 


موقعیت جغرافیائی :

تک قله خلنو سومین قله مرتفع البرز مرکزی واقع در شمال شمشک و رودبار قصران از شمال به دره رودخانه وارنگرود از شرق به دشت لار و از غرب به وسیله خط الراس هرزه کوه به منطقه دره رودخانه کرج چالوس متصل می گردد از هر سوی دارای شیب های تندی است این قله سرچشمه اصلی رودخانه وارنگرود بوده که سرچشمه و مبداء و منبع اصلی دریاچه سد کرج می باشد.

قله از طریق یال شمال شرقی به قلل سرخرسنگ و میش چال و پالون گردن و از سمت شمال توسط گرده سوزنی شکلی به دره سرخرسنگ و میش چال و پالون گردن و از سمت شمال توسط گرده سوزنی شکلی به دره سرخرسنگ و وارنگرود از جناح شمال غربی به قلل شاخکی اسبی چال و دوآب و وارنگرود و از سمت جنوب توسط خلنو کوچک (4350 متر ) و برج خلنو به دو شاخه شرقی و غربی تقسیم می شود. شاخه شرقی پس از تشکیل قلل ورزا و جانستون به خرسنگ منتهی می شود و شاخه غربی تشکیل قلل هرزه کوه را می دهد.

 وضعیت قله در زمستان :

 خلنو از جمله قلل خاص البرز مرکزی است که به واسطه دوری راه تا مبدأهای صعود روزهای بیشتری برای دست یابی به قله آن باید صرف کرد. طوفان های ناگهانی و وجود نقاب های برفی بر لبه یال ها و درگیری با صخره های میان مسیر در دو طرف خط الرأس منتهی به قله در صورت وجود برف سنگین امکان صعود به آن را کاهش می دهد. صعود زمستانی خلنو از جمله مهم ترین و مشکل ترین صعودهای زمستانی در البرز مرکزی به حساب می آید.


مسیر صعودوزمان بندی: 

برای صعود به قله خلنو بهترین مسیر دره لالون می باشدوبهترین زمان برای صعود به خلنو تیرماه و مهر ماه می باشد.

1.   1-  از روستای لالون تاتنگه (کمتر از یکساعت)*

2.   2-  از طریق دره لالون با طی یک مسیر پر فراز و نشیب تا چشمه آب معدنی تلخاب(حدودیکساعت ونیم)

3.    3-  از چشمه تلخاب تا آبشار (کمتر از یک ساعت)

4.    4- از آبشار تا گردنه ورزاب با طی مسیر شیب متوسط (حدود دو ساعت)

5.    5-  از گردنه ورزاب تا قله خلنو بزرگ (حدود دو ساعت ونیم )

در پای قله، دشتی به نام اسب چال یا اسبی چال قرار گرفته که عموما به عنون چراگاه مورد استفاده گله داران قرار می گیرد واز انجا دماوند دلربا در ده ها کیلومتر دورتر رخ می نماید...

*این زمان بندی ها برای یک گروه با توانایی متوسط بوده وکاملا نسبی ست.

باردیگردوستداران طبیعت همت کردندتاروزی به یادماندنی را در خاطره ثبت کنند. ساعت 5صبح همگی بایک مینی بوس راهی شدیم.طبق برنامه با عبور از روستای فشم ساعت 6و45 دقیقه به روستای "لالان" رسیدیم.

معمولابرنامه صعود به خلنو دوروزه است ولی قصد ما دیدار و استفاده از طبیعت بلندترین قله البرز مرکزی است.خوشبختانه ویلاسازی هایی که در این روستا صورت گرفته، به نسبت با معماری منطقه همخوانی داشته و چهره روستا را خراب نکرده است.اوایل پاییز است ولی هوا هنوزتابستانی.پس از کمی پیاده روی در امتداد رود به سمت شمال، راه را در میا ن کوچه باغ ها ی سیب ومزارع زیبای ده به سوی تنگه لالون رهسپار می شویم و پس از رسیدن به تنگه از آب عبور کرده و چند بار جریان رودخانه را قطع می کنیمبا خروج از تنگه، راه پاکوب مشخصی در سمت راست رود وجود دارد که شما را از رودخانه جدا می کند و به سمت منطقه ای به نام چشمه تلخاب می برد( تلخاب با ارتفاع 3090 متر از سطح دریا محلی است که دارای چشمه آبی گازدار وگوگردی و نسبتا تلخ میباشد و استراحتگاهی برای کوهنوردان ).ساعت 9وربع به چشمه تلخاب رسیدیم.جهت صرف صبحانه تاساعت 10توقف کردیم.بدلیل پشم چینی پشم گوسفندان دردشت پراکنده بود. تعدادی از همنوردان با گذر از چشمه تلخاب، مقصد بعدی آبشار زیبای خلنورا درپیش گرفتند .(آبشار درارتفاع 3370 متر ازسطح دریا واقع شده است،برخی از گروه های کوهنوردی دراین محل چادرزده و شب را در آنجاسپری می کنندتا صبح برای صعود عازم شوند.)چشمه ها و آبشارهای متعدد در مسیر صعود به قله خلنو چشم نوازی می کند.هرچند قله ها در ظاهر از برف خالیست ولی وجود یک تونل برف زیبادر مسیر توجه را به خود جلب می کرد.هوایی بسیار مطبوع به همراه بادپاییزی مارا در طول مسیر همراهی می کرد.پس از45 دقیقه به آبشار خلنو رسیدیم و پس از گرفتن عکس یادگاری پایین آمدیم.مابقی دوستان زودتر راهی شده بودند که درمسیر بازگشت پس از عبور از رودخانه به آنها ملحق شدیم.پس از گرفتن عکس در اطراف رود وپس از صرف نهار و استراحت کوتاه در ساعت 2و45دقیقه پای مینی بوس رسیدیم و روز خاطره انگیز دیگری را با دوستان به پایان رساندیم.

خدایاچنان کن سرانجام کارتوخشنود باشی وما رستگار

گزارش برنامه: مدرسي

جدال 150 دقیقه ای با گله گرگ


جدال 150 دقیقه ای با گله گرگ

گرگ,جدال,گله

به گزارش مشرق به نقل از ایران، این چهار جوان معتقدند خدا زندگی دوباره‌ای به آن‌ها بخشیده است. نیمه شب زمانی که برای عکاسی از طلوع خورشید در ارتفاعات پناه گرفته بودند زوزه‌های وحشتناکی را شنیدند و پس از دقایقی خود را در محاصره 11 گرگ دیدند.

آرش شادمند عکاس 30 ساله آذربایجانی که هدایت این گروه چهار نفره را برعهده داشت از آن لحظات دلهره‌آور گفت: 10 سال است عکاسی می‌کنم همراه دو نفر از دوستانم رضا موسوی اقدم، محمد زارعی راد و پسرعمویم عباس تصمیم گرفتیم طلوع زیبای خورشید را از ارتفاعات قلعه بابک عکاسی کنیم. عصر پنجشنبه بود که به طرف ارتفاعات حرکت کردیم در ارتفاع 2 هزارو 500 متری در حالی که قلعه بابک مقابل مان بود اتراق کردیم.
وی ادامه داد: زوزه گرگها از دور به گوش می‌رسید با توجه به تجربه‌مان می‌دانستیم گرگها با زوزه کشیدن یکدیگر را فرا می‌خوانند تا در یک جا جمع شوند. در آن لحظات هرچند به شوخی می‌گفتیم امشب خوراک گرگها خواهیم شد ولی همه‌ ترس پنهان داشتیم. هوا به‌شدت سرد و برف روی زمین نشسته بود.
ساعت 2 نیمه شب بود کنار آتشی که روشن کرده بودیم نشستیم و نور پرژکتور را روی چادر سفری متمرکز کرده بودیم چند لحظه بعد صدای زوزه بلندی از پشت سر به گوش رسید. در آن نقطه دره عمیقی وجود داشت که چند ثانیه بعد تعداد زیادی گرگ از آن مسیر بالا آمده و ما را محاصره کردند.
چند لحظه بعد گله بزرگ گرگها را مقابل‌مان دیدیم. راه فراری نبود و 11 قلاده گرگ دوره‌مان کرده بودند. صدای زوزه‌ها‌یشان هنوز هم در گوشم است. ترسیده بودیم می‌دانستیم تا زمانی که آتش روشن است به ما نزدیک نخواهند شد نورافکن را به طرف آن‌ها گرفتیم گرگ‌ها با دیدن نور کمی عقب‌تر رفتند. هر چند دقیقه یکی از آن‌ها نزدیک می‌شد و بعد دوباره به عقب
برمی گشت. شعله‌های آتش درحال خاموش شدن بود. به ناچار لباس‌ها، کوله و چادری را که همراه داشتیم، داخل آتش انداختیم تا شعله‌ آتش خاموش نشود.
شارژ باطری گوشی موبایل‌هایی که همراه داشتیم تمام شده بود و فقط یکی از گوشی‌ها کمی شارژ داشت. بلافاصله با هلال‌احمر و نیروی انتظامی تماس گرفتم آن‌ها مشخصات دقیق محلی را که در آن بودیم، می‌خواستند.
آرش ادامه داد: با رئیس اداره میراث فرهنگی کلیبر تماس گرفتم او هم موضوع را با نگهبان میراث که در قلعه بود درمیان گذاشت و از او خواست به کمک ما بیاید. لحظه‌ها به سرعت سپری می‌شدند تنها امیدمان رسیدن بموقع نگهبان بود.
این عکاس جوان از لحظه‌ای که از محاصره گرگها نجات پیدا کردند این‌گونه گفت: در آن لحظات خود را برای نبرد تن به تن با گرگها آماده کرده بودیم هر کدام چاقو و میله‌ای را در دست گرفته بودیم.
تنها چیزی که به ما امید می‌داد اعتماد به نفس‌مان بود و می‌دانستیم گرگها منتظر می‌مانند تا شکارشان خسته شود. در همین لحظات بود که کارکنان اداره میراث نزدیک شده و گرگها عقب نشینی کردند. همزمان مأموران نیروی انتظامی دو تیر هوایی شلیک کردند که موجب فرار گرگ‌ها شد.
وقتی گرگ‌ها فرار کردند از خوشحالی همدیگر را در آغوش گرفتیم. تنها چند لحظه با مرگ فاصله داشتیم. شنیدیم گرگ‌ها روز قبل 5 گوسفند را دریده بودند. آن‌ها به ما گفتند وسط قرق گرگ‌ها قرار داشتیم. آن طلوع زیباترین طلوعی بود که دیده بودم خوشحال بودیم که فرصتی برای زندگی دوباره به ما داده شده است. آن لحظات به پسر 5 ساله‌ام فکر می‌کردم، می‌دانستم که در خانه منتظر بازگشت من است.
رضا دانشجوی 20 ساله‌ای است که تا یک قدمی مرگ پیش رفته می‌گوید: یک روز قبل هوا سرد شده بود. عصر پنجشنبه تصمیم گرفتیم از کوه بالا برویم. وقتی آرش مشغول عکس انداختن بود به ما گفت یک گله حیوان که مشخص نیست چه حیواناتی هستند به طرف ما می‌آیند.
گرگ‌ها در فاصله دو متری ما ایستاده بودند و مشخص بود که تصمیم دارند گروهی حمله کنند.
اگر رئیس اداره میراث کلیبر و همراهانش 20 دقیقه دیرتر به کمک ما می‌آمدند تیتر اول صفحه حوادث روزنامه‌ها می‌شدیم.
وی ادامه داد: نبرد ما با گرگ‌ها از ساعت 2 نیمه شب آغاز شد و تا ساعت 4و 30 دقیقه بامداد ادامه یافت. هر زمان که یکی از گرگ‌ها نزدیک می‌شد با سنگ او را به عقب می‌راندیم. شانس با ما یار بود که مسئولان اداره میراث مسیری را که ما سه ساعته طی کرده بودیم 45 دقیقه‌ای طی کردند.
محمد زارعی در مورد 150 دقیقه پراضطراب گفت: پایین کوه چوپانی به ما هشدار داد ولی با این وجود ما مسیر را ادامه دادیم. وقتی گرگ‌ها ما را محاصره کردند بلافاصله تقسیم کار کردیم و هرکدام وظیفه‌ای برعهده گرفتیم.
من از همه بیشتر ترسیده بودم و هیچ چیزی از اتفاقاتی که بعد از فراری دادن گرگ‌ها افتاد به خاطر ندارم. حتی عکسی را که به یادگار گرفتیم، به یاد ندارم. در آن لحظات چهره مادرم مقابل چشمانم بود و آرزو می‌کردم بتوانم یک بار دیگر او را ببینم.
عباس از حس یأس و ناامیدی آن لحظات این‌گونه گفت: مشغول آماده کردن غذا بودیم که متوجه شدیم گرگ‌ها ما را محاصره کرده‌اند. در آن لحظات به این فکر می‌کردم اگر گرگ‌ها مرا بخورند خانواده‌ام چطور می‌خواهند از استخوان‌های به جا مانده مرا شناسایی کنند و مرگ دردناکی خواهیم داشت.
همه این سؤالات در ذهنم مرور می‌شد ولی ناامید نبودم و با پرتاب سنگ به سوی گرگ‌ها آن‌ها را به عقب می‌راندم. بعد از اینکه نجات پیدا کردیم یکی از گرگ‌ها تا پای کوه ما را تعقیب کرد و مترصد فرصت برای حمله بود اما با شلیک تیرهوایی فرار کرد و درست در آن لحظه مفهوم و ارزش واقعی زندگی را بیشتر از همیشه فهمیدم.

گزارش آهار ، ده تنگه و قله استر چال

به نام خداوند رحمان

جمعه 5/7/92 ساعت 5 بامداد

از: درب شرقی فرهنگسرای بهمن به: آهار ، ده تنگه ، قله استرچال

پس از هماهنگیهای لازم برای انتقال یاران همنورد توسط مینی بوس و سه خودروی سواری سفر امروز ما آغاز شد . از طریق اتوبان " امام علی (ع) " - بلوار ارتش و گذر از گردنه " قوچک" به " لشکرک " رفته از مسیر جاده جاجرود به " اوشان" می رسیم جاده سمت چپ ( غرب ) را طی نموده به آهار می رویم . ساعت 30/6 بامداد است . به موازات رودخانه به سمت شمال حرکت می کنیم پس از عبور از کوچه باغهای زیبا از ده خارج می شویم . فضا بگونه ایست که انگار طبیعت خود را آماده استقبال از پاییز می کند.

باغداران زحمتکش بعضی پیاده  بعضی با موتور و بعضی هم با چهارپایی قبراق به سوی باغهایشان می روند تا حاصل دسترنج خود را جمع کنند . گردو - سیب - گیلاس  از عمده محصولات این منطقه هستند . در سمت راست ( شرق ) ارتفاعات " آفتاب کوه" و سمت چپ ( غرب ) جاده شوسه ای که از آهار تا شهرستانک امتداد یافته ، قرار دارد. که مسیر دسترسی به قلعه دختر (3229) می باشد و پس از گذر از گردنه " آهار بشم" به شهرستانک می رسد .

پس از حدود 2 ساعت راهپیمایی لذت بخش در هوای لطیف صبحگاهی بر سر یک دو راهی عده ای از دوستان به قصد صعود به ارتفاعات از دوستان جدا شدند و باقی نیز به سمت " ده تنگه " ادامه مسیر دادند .

ده تنگه روستایی که ساکنانش چند خانوار بیشتر نیستند با چشمه ای که آب گوارایی دارد و مردمانی به زلالی آب چشمه از سمت شرق این آبادی می توان به " استر چال " ( 3141) و " آهنگرک" (3357 ) و از غرب آن به " قله دختر " (3229) صعود نمود در صورتی که مسیر را به سمت شمال ادامه دهیم پس از گذشتن از کنار " دیواره اله بند " به قله " سی چال " ( 3719) صعود نمود . دوستان در روستای ده تنگه به استراحت و صرف غذا و چای پرداخته منتظر همنورد دانی شدند که به ارتفاعات استرچال صعود نموده بودند . درست کردن اجاق سنگی ، افروختن آتش و تهیه چای خودش صفایی دیگر دارد. بطوری که اصلاْ  متوجه گذر زمان نمی شوی وقتی به خود می آیی که با اعلام سرپرست باید بار و بندیل را ببندی و بازگردی و ما بازگشتیم در حالی که دلمان نمی آید از آنجا دل بکنیم  ساعت ۱۴ به آهار بازگشتیم و عازم تهران شدیم تا خداوند جمعه ای دیگر هم به ما مهلت دیدار طبیعت را بدهد یا نه ؟ در هر صورت شاکر لطف بیکران او هستیم و ممنون از دوستانی که برای تدارک و اجرای اینگونه برنامه ها زحمت می کشند.



رکورد با ارزش کوهنورد ایرانی/ قیچی‌ساز حماسه ساز می شود

رکورد با ارزش کوهنورد ایرانی/ قیچی‌ساز حماسه ساز می شود

جمعه ۰۵ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۰۱:۲۹

کوهنورد توانمند و پرافتخار ایرانی سرانجام توانست به قله چوایو در تبت صعود کند و رکورد فتح 12 قله بالای هشت هزار متری جهان را به نام خود ثبت کند.
 
به گزارش «تابناک»، عظیم قیچی‌ساز کوهنورد تبریزی کشورمان در حالی که 30 دقیقه از بامداد امروز پنجشنبه گذشته بود از کمپ ۲ قله چوایو به ارتفاع ۷۱۰۰ متری به سوی قله چوایو حرکت کرد و موفق شد بدون بهره‌گیری از کپسول اکسیژن مصنوعی، ساعت ۸ صبح(۵:۴۵ صبح به وقت ایران) بر فراز این قله ۸۲۰۱ متری بایستد. بر اساس آخرین تماس با این قیچی‌ساز، وی ساعت ۱۱ صبح امروز به کمپ ۲ بازگشته است.
 
قیچی ساز در سال ۱۳۸۳ به قله‌های ۷۲۰۰ متری دیران پیک و ۷۱۲۷ متری اسپانتیک در کشور پاکستان صعود کرده و در سال ۱۳۸۴ در سن ۲۴ سالگی توانست بام جهان اورست به ارتفاع ۸۸۴۸ متر را بدون اکسیژن فتح کند.
 
عظیم قیچی ساز در صعود به ماکالو
 
او در سال ۱۳۸۵ صعودی انفرادی و با هزینه شخصی به بلندترین قله رشته کوههای هندوکش (نوشاق ۷۴۹۵ متر) را اجرا کرد و در زمستان همان سال تیم مستقلی برای بانوان تبریز برای صعود به قله آرارات ترکیه تشکیل داد.قیچی ساز در سال ۱۳۸۷ موفق به صعود به قله برودپیک به ارتفاع ۸۰۴۸ متر در پاکستان شد و در سال بعد در قالب تیم هیئت کوهنوردی استان آذربایجان شرقی به عنوان سرپرست و تشکیل دهنده تیم موفق به فتح شمالی ترین و سردترین قله هفت هزارمتری جهان "جنگیش چوکوسو"(پوبدا) به ارتفاع ۷۴۳۹ متر در قرقیزستان گردید.
 
وی در سال ۱۳۸۹ سرپرستی تیمی را به عهده گرفت که موفق به فتح قله دائولاگیری، هفتمین قله مرتفع جهان به ارتفاع ۸۱۶۷ متر شد. و سپس در تابستان همان سال فاتح نهمین قله مرتفع و دومین قله خطرناک جهان نانگاپاربات ملقب به "کوه قاتل" به ارتفاع ۸۱۲۵ متر در قراقروم پاکستان گردید.
 
عظیم قیچی ساز در سال ۱۳۹۰ قله سرشناس کانچن چونگا سومین قله بلند جهان را فتح کرد. او نخستین ایرانی بود که به این افتخار دست می‌یافت. در تابستان همین سال او توانست به قله‌های گاشربروم۱ و ۲ از دیگر قله‌های بالای هشت هزار متر صعود کند. در هنگام فتح قله گاشربروم۲ پس از صعود قله بود که لیلا اسفندیاری هیمالیانورد سرشناس ایرانی در اثر سقوط از ارتفاع درگذشت.
 
قیچی ساز در اسفند سال ۱۳۹۰ به همراه یک گروه بین المللی صعود به قله آناپورنا در نپال را آغاز کرده و پس از یک تلاش ۵۰ روزه در اردیبهشت سال ۱۳۹۱ به این مهم دست یافت. او تنها ایرانی است که به این «خطرناک ترین قله هیمالیا» صعودی موفقیت آمیز داشته است.
 
طبق اخبار سایت رسمی فدراسیون کوهنوردی جمهوری اسلامی ایران این کوهنورد ایرانی در دهم مرداد ماه سال ۱۳۹۱ موفق شد به فنی ترین و سخت ترین قله جهان، کی۲ (K2) معروف به کوه وحشی، با ۸۶۱۱ متر ارتفاع (دومین قله بلند جهان پس از اورست) در پاکستان صعود کند. عظیم قیچی ساز در ۸ مهرماه ۱۳۹۱ ساعت ۹:۳۴ به وقت ایران و پس از یک دوره تلاش ستودنی و در شرایطی سخت و برف سنگین به همراه مهدی قلیپور دیگر کوهنورد تبریزی قله ۸۱۶۳ متری ماناسلو در منطقهٔ Gorkha (گورخا) واقع در Mansiri Himal که بخشی از هیمالیا در نپال است را بدون استفاده از اکسیژن مصنوعی صعود کرد و با صعود به قله ماناسلو صعودهای خود به قلل بالای هشت هزار متری دنیا را به ۱۰ قله رساند.
 
عظیم‌ قیچی‌ ساز کوهنورد توانمند کشورمان، موفق شد قله‌ ۸۴۶۳ متری (ماکالو) معروف به (هیولای سیاه) پنجمین قله مرتفع جهان را صعود کند.
 
 قیچی ساز کوهنورد توانمند کشورمان، بامداد روز هفتم فرودین سال 92‌، ایران را به مقصد نپال به منظور صعود به قله‌‌ ۸۴۶۳ متری «ماکالو»، پنجمین کوه مرتفع جهان، ترک کرد.
 
قیچی‌ساز متولد ۱۳۶۰ در تبریز، هیمالیانورد ایرانی است که توانسته به یازده قله بالای هشت هزارمتری راه یابد. در این باره باید گفت که در موزه شهرداری تبریز، مدال‌های متعدد عظیم قیچی‌ساز خودنمایی می‌کند.
 
بنا بر این گزارش، سال گذشته، عظیم قیچی ساز، کوهنورد پرافتخار آذربایجان شرقی با راهیابی به قله گاشربروم، یک رکورد صعود به بیشترین قلل بالای هشت هزار متر دنیا را در عرض چهار ماه به نام خود ثبت کرد. 
 
پیش از این این کوهنورد تبریزی با این موفقیت شمار قله‌های هشت هزارمتری صعود شده‌اش را به عدد یازده رسانده بود .
 
قیچی‌ساز با صعود به قله چوایو ، شمار صعودهای خود به قلل بالای ۸ هزار متر دنیا را به عدد ۱۲ رساند و تنها با صعود به دو قله‌ دیگر به نام‌های "شیشاپانگما" و "لوتسه"، به عنوان نخستین ایرانی نام خود را در باشگاه ۱۴ هشت‌ هزاری‌های دنیا ثبت خواهد کرد که تنها ۲۹ نفر عضو دارد.
 
گفتنی است، که عظیم قیچی ساز در ‌سال‌های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ به شش قله بالای هشت هزار متری صعود کرده است.

برنامه سه ماه پيز 1392

برنامه سه ماه پاییز 1392

 

تاریخ

منطقه

سرپرست

 

5/7

ده تنگه – آهنگرک – گردنه هملون

 

 

12/7

لالون – آبشار خلنو

 

 

19/7

والنگرود - محیط بانی

 

 

26/7

شاه معلم - ماسوله

 

 

3/8

افچه – آتشکوه

 

 

10/8

دشت سکوت – قله توچال

 

 

17/8

برگ جهان – قله سرسیاه چال

 

 

24/8

ایام سوگواری  ماه محرم                         تعطیل

 

1/9

کلوگان – دشت لارک

 

 

8/9

هملون

 

 

15/9

حاجی آباد -داراباد

 

 

22/9

دشت هویج – گردنه افچه – بشم

 

 

29/9

روته – قله روته

 





  جهت شركت دربرنامه هاي كانون باروابط عمومي تماس حاصل نماييد. 09195757901

اهار دشت سكوت

 

بنام خدا

الم نجعل الارض مهدا و الجبال اوتادا

آیا زمین را نحل آرامش شما قرار ندادیم و کوهها را میخهای زمین

آیه 5و6 سوره نباء

 

حمد و ثنا خالقی راست که اذن فرمود تا روزی از ایام روزگار عمر در جوار همراهانی کوهستانی ترک دیار عظیمه طهران نموده و راهی جایی گردیم که مردمان آن را " چشمه سیاه غار" نام نهادی و این در بلندیهای قریه آهار در کنار دشتی است که به سبب آرامی اعجاب انگیز به نام " دشت سکوت" شهره خاصو عام است و یکی از چندین طرق رهیافتن به بلندی عظیمی است که " قله توچال" آنرا نام باشد و در ایام بهار و تابستان و پاییز از محبان کوهستان آنها که جسمی قوی پرداخته دارند از این طریق به آن پای می نهند.

حال به نثری روان و خودمانی شرح دهستان آهار

روستای آهار بدلیل قرار گرفتن در دره پر آب ، هوای لطیف ، کوچه باغهای بسیار زیبا و مناظر چشم نواز پذیرای گردشگرالنی است که روزهای جمعه و تعطیلات به قصد کوهپیمایی در ارتفاعات و یا به همراه خانواده برای گذراندن روزی متفاوت به این منطقه روی می آورند و بسیاری نیز تا امام زاده ( محل دفن دو تن از نوادگان امامان  به نامهای طاهر و ظاهر) صعود می نمایند که محلی است با امکانات اولیه مناسب جهت اسکان . به قصد روستای آهار از طریق جاده تلو و یا بزرگراه لشگرک و گذر از تپه ماهورهای هزار دره و گردنه " قوچک " ( به ارتفاع 2000 ) به سه راهی لواسان – لشگرک رفته مسیر جاده به موازات رودخانه جاجرود را به سمت شمال ادامه داده پس از رسیدن به اوشان از سمت چپ ( غرب ) از طریق جاده آسفالته به روستای " ایگل " و آهار می رویم . این روستا که قدمتی چند صد ساله دارد شامل چند محله " سادات محله " – " محله بالا" و " محله پایین" می باشد . از کنار رودخانه به سمت شمال نیز به دهی متروکه به نام " ده تنگه " می توان رفت (2140) از سمت بالا و شمال روستا جاده ای قدیمی و شوسه وجود دارد که از حوالی ایگل شروع و پس از گذر از گردنه " آهار بشم (3186) و ارتفاعات " چاورچالون" به شهر ستانک می رسد. این جاده مسیر دسترسی و صعود به قلعه دختر  نیز می باشد که سازه ای مانده از دوران باستان به قولی ساسانیان است جهت دیده بانی کل منطقه از چهار جهت و احتمالاً آتشکده قله برج به ارتفاع (2850) در جنوب روستای آهار بر خط الراس فرعی قرار دارد آبشار " تنگه پری " در بالا دست امامزاده در غرب روستا می باشد . ارتفاعات بالا دست روستا در فصل بهار پوشیده از انواع گیاهان علفی دارویی و غیره بوده بعنوان مرقع جهت چرای دام اهالی و عشایر مورد استفاده قرار می گیرد. اکنون در ادامه با عباراتی همچون آغاز این نوشتار شرح حال سفر تقدیم شما یروران خواهیم نمود که: پس از ترک ارابه در آبادی آهار کاروانی از یاران به قصد رسیدن به امامزاده و صعود به بالادست طی الارض نموده در صراطی مستقیم همچون فوج سربازان راهی گشتیم و دلالت کاروان بر عهده آهادی از جماعت  وکیلان بودی و قافله سالار جوانی بود که او را سال ، بیش از شصت نبودی و با چارق دوزی رزقی حلال کسب نمودی هنگام عبور کاروان از قریه به احترام اهالی که غرق در خواب شیرین سحرگاهی بودند از کسی بانگی بر نخاستی چرا که رضای خدا و خلق خدا در همین بودی.

طی طریق نمودیم تا در دامن طبیعت بدور از عوالمات و عوارضات تمدن گرایی چندی عمرگرانمایه به خوشی سپری گردانیم . گذر از جوار نهری با آب زلال و بانگ و نوای خوش الحان و مشاهده اشجار پر بار از ثمرات آلبالو گیلاس و سیب و گردو و ... در امان مانده از شبیخون آدم و حوا صفایی داشت که روح و روان را چنان جلایی بخشیدی که در وصف ناید و در اذهان نگنجد . مع الاسف مشاهده انواع و اقسام زباله جات به جا مانده از مردمان و اثرات امحاء نادرست آنها با لهیب آتش کام محبان طبیعت را تلخ نموده در پاسخ این پرسش متحیر شدندمی که مردم با فرهنگ ما را با پیشینه ای چند هزار شاله چه بر سر آمده.

در این میان  عکاسباشی کاروان نیز فرصت را غنیمت شمرده ثبت را با سند برابر ساخت الغرض کاروان در امامزاده رحل اقامت افکند تا لختی بیاسایدو رنج را از تن بزداید . همسفران سر و صورت را صفایی دادند آبی بنوسیدند و چاشتی بخورند . از احوالات جدیده  در امامزاده کسب قوه الکتریک می باشد از انوار طلایی و گرما بخش خورشید با اسباب و ادوات جدید الاختراع خداوند غریق رحمت فرماید جناب ادیسون را که این قوه الکتریکی را با تحمل مصائب فراوان بنیاد نهادی .

پس از آن جمعی ماندن در محل مصفای امامزاده را برگزیدند و جمعی دیگر به قصد رفتن به دشت سکوت و چشمه سیاه غار و شاید قله توچال ، توشه راه در انبان نهاده و انبان بر دوش افکند. پای در راه نهادند تا راه بگوید که چون باید رفت.

در امامزاده برای چاشت نیمروز دو تن از کاروانیان یکی زحمت تهیه خوراکی از گوشت و آب و دیگر متعلقات ( همان دیزی خودمان )  را بر خود هموار نموده بودند از جهت نگارش خاطره ای خوش در اذهان یاران و کاشتن نهال دوستی و محبت در مزرعه قلبها که طبخ گردید بر تای از آتش هیزم و صرف گردید با همان رسم و رسوم.به همراه حال و هوا و صفایی مثال زدنی و بانک خوش " گوش کوب " الغرض از آن کاروانیان که به ارتفاعات عزیمت نموده بودند .

سه تن به قصد قدم نهادن بز تارک بلند کوهستان موسوم به قله توچال

راه را ادامه دادندی و دیگر همرهان به امامزاده مراجعت نمودند و به قصد عزیمت به قصبه عظیم طهران به جانب ارابه که در جوار روستا در انتظار بسر می برد . حرکت کردندی . آن سه تن نیز پس از کسب مقصود بوسیله اسبابی جدید التاسیس که آنرا " تله کابیتن ) نامند  در اسرع وقت به قریه ولنجک عزیمت نمودند و از آنجا به تهران بازآمدندی . والسلام

ایام به کام سلامت مستدام

لازم است یاران را مطلع گردانیم اگر در سراسر شرح احوالات سفر نامه از احدی مرقوم نگردید  دلالت بر این است که این تشکیلات همچون تنی واحد است و باید که القاب در خفیه بماند و تنها نام و لقب کاروان که همانا " کانون " می باشد آشکار گردد تا حقی از کسی ضایع نشود و امر بر کسی مشتبه نگردد و موجبات اختلال و اختلاف مهیا نگردد.

گزارش تصويري ريزان

/