تخت سليمان
گروهي متشكل از 33 همنورد با يك ميني بوس و سه خودرو شخصي حركت كرديم. پس از پشت سر گذاشتن اتوبان مملو از ارابه هاي آهني با صداي گوشخراش سوت و بوق و بازدم سرب آلودشان وارد جاده اي شديم كه مارا به شهرستان زيبا و تاريخي طالقان مي رسانيد . از فراز گردنه مشرف به شهر منظره درياچه سد چشم نوازي مي كند .


پس از گذشتن از شهرك از طريق جاده ارتباطي روستاهاي زيبا و سرسبز ساعت 10 به روستاي پراچان رسيديم . ساعت 20/10 همنوردان (و آقاي كابلي راننده با نشاط و با صفاي ميني بوس) در صفي منظم به سمت منطقه تخت سليمان به مقصد دشت پيازچال براه افتاديم . پس از ساعتي راه پيمايي در جاده اي شوسه در كنار رودخانه در فضايي سرشار از آرامش و بدور از سونامي وحشتناك سرب و جيوه اقيانوس شهر براي استراحت و صرف غذا توقف نموديم. آقاي حسين پور دبير كانون پيرامون اهميت رعايت نظم و احترام به نظر سرپرست در ورزش كوهنوردي ايمن و همچنين برنامه هاي مدون آموزشي در آينده نزديك مطالبي عنوان نمود . در ادامه مسير خرابي جاده و وجود يك ژنراتور با وزني حدود يك تن در بستررودخانه نشان از وقوع سيلهاي مخرب داشت كه خود شاهدي است بر تخريب و نبود مراتع و پوشش گياهي مناسب در بالا دست بهر دليل طبيعي و انساني .

متاسفانه شاهد بوديم افرادي مجهز به اسلحه شكاري آمده بودند تا با ستاندن جان جانداران بيگناه كارنامه سياه انسانها را در تعامل با طبيعت سياه تر كنند.

پس از طي مسافتي از جاده جدا شده از مسير پاكوب به صعود ادامه داده ساعت 14 به جايي به نام " سنگ دروازه " رسيديم منظره اي جالب كه بي شباهت به طاق نصرت سنگي نبود .

در اينجا با نظر سرپرست عده اي از همنوردان كه وسايل و تجهيزات كافي جهت شب ماني بهمراه نداشتند با سرپرستي آقاي جهانديده به سمت روستا بازگشتند و ديگر همنوردان كه شامل خانمها 5 نفر و آقايان 12 نفر بودند به صعود ادامه دادند. ساعت 16 در ارتفاع 3200 به دشت پيازچال رسيديم دشتي مانند نگيني رنگارنگ در ميدان ارتفاعات .

قله هاي " آلانه سر" – " خرس چر " – " دمچه " – لشكرك بزرگ و كوچك با ارتفاع 4000 متر به بالا مشرف به دشت و قابل دسترسي مي باشند و از فراز آنها قله هاي " الم كوه " – " مناره " –"ستاره"– "گردون كوه"- خرسان شمالي و جنوبي – يال سياه سنگها- دشت حصارچال و درياچه فصلي گردون كوه چشم را مي نوازند و تو را به خود مي خوانند منطقه كه در قسمت پايين دستي داراي گونه هاي گياهي ريواس – گلپر و گزنه و درختان سيب و گردو مي باشد در ارتفاعات فاقد درخت و بيشتر به صورت مرتفع و علفزار شامل گونه هاي تيغ و گون و ديگر بوته هاي علفي همچون پونه كوهي و كاكوتي است و خود دشت به صورت چمنزار مي باشد گونه هاي جانوري شامل كبك و سره و پرندگان شكاري و خزندگان همچون مار نوعي مارمولك – و پستانداراني چون نوعي مرش – كل و بز – گراز روباه گرگ و ... مي باشد . در گوشه اي از گستره وسيع دشت نزديك چشمه اي با آب گوارا اطراق و پس از بر افروختن آتش و نوشيدن چاي گل گاوزبان چادرها را بر پا نموديم .

كم كم شب فرا رسيد و آسمان با سقف پر ستاره اش كلاس درسي شد تا آقاي حسين پور درباره نحوه جهت يابي به كمك ستارگان و ماه در شب مطالبي عنوان نمايد . سپس به خاطر سردي هوا همنوردان براي استراحت به چادرهاي خود رفتند . آن زمان كه تنها تن به درياي شب مي سپاري و در سكوتي سرشار از فرياد سر بر آسمان مي كني بي اختيار در برابر عظمت خلقت زانو بر زمين مي زني و صدايي از درون ناچيزيت را به تو فرياد مي زند.


نيمه هاي شب با تغيير ناگهاني هوا و ريزش باران همراه با دو رعد و برق درون چادر خوابي متفاوت و لذت بخش اما نه چندان آرام تجربه اي جديد براي دوستاني بود كه تاكنون شاهد چنين فضايي نبودند .

ساعت 5 صبح با اعلام برپاي سرپرست از خواب برخاسته در كنار چشمه در فضاي دل انگيز سحرگاهي دشت دست ورويي شسته پس از اداي فريضه نماز دوستان چادرها را جمع نموده و با آرزوي ديداري دوباره دشت را به سمت روستا ترك نموديم ساعت 30/9 به روستا رسيده پس از صرف صبحانه در جمعي با صفا و صميمي همراه با خاطره اي بسيار متفاوت و به ياد ماندني به سمت تهران حركت كرديم.
والسلام
تا باد چنين بادا
سرپرست: آقاي مجيد حسين پور
گزارش توسط: كوهيار