شکر خدای را که دیگر بار همای سعادت بر شانه های ما نشست و فرصتی دست داد تا همچون دیگر جمعه ها در کنار یاران باصفای عاشق طبیعت دلهامان را از قفس تنگ کینه ها و خودخواهی رها سازیم تا پرواز کند در فضای سحرآمیز یکدست سپید کوهساران، در فضای زلال عشق به انسان ها، عشق به زندگی.

ساعت 5:45 دقیقه از درب فرهنگسرا حرکت کردیم و با قدری تأخیر ساعت 7:45 دقیقه در سربند پای مجسمه موسوم به کوهنورد در شکل و شمایل کوهنوردی ورزیده و خوش تیپ از مینی بوس پیاده شدیم. پس از آماده شدن دوستان در هوایی نسبتا سرد به راه افتادیم.

خوشبختانه هنوز کافه رستوران ها و مغازه ها باز نشده بودند و از سر و صدا و دود قلیان و دود دنبه های روی اجاق خبری نبود، پس از طی مسافتی به روستای پس قلعه (ایستگاه بالایی تله سیژ) رسیدیم، روستایی با معماری سنتی، کلبه های چوبی و کاهگلی. مقبره امامزاده ابراهیم در این روستا می باشد. در مسیر کبکی از فاصله ای نه چندان دور با آوازی قهقهه مانند به پیشواز ما آمده گویی به زبان خود به ما می گفت هرچند عرصه زندگی ام را تصرف کرده اید، آتش بس را بپذیرید، بگذارید من هم زندگی کنم. در یک دو راهی به سمت چپ در جهت شمال غربی مسیر را به قصد دره اوسون ادامه می دهیم (از مسیر سمت راست می توان به پناهگاه شیرپلا و همچنین دیواره و جان پناه «شروین» رفت، که البته در زمستان خالی از خطر نیست).

در مسیر از کنار هتل اوسون گذشته به دره اوسون با آبشارهای زیبایش می رسیم از بالادست سمت چپ (جهت غرب) رودخانه به صعود ادامه داده به محلی می رسیم که در صورت ادامه به سمت شمال به ابتدای دره اوسون رسیده و سپس به پناهگاه شیرپلا و همچنین پناهگاه امیری و توچال می توان صعود نمود (در این مسیر سنگی وجود دارد که متنی به لاتین روی آن حجاری شده و موسوم به قبر اوروس می باشد و به روایتی تعدادی تبعه روس حدود یک قرن پیش به علت فرار از ابتلا به بیماری طاعون به اینجا پناه آورده و از قضا در همین جا بیمار شده و می میرند). ما به قصد ایستگاه 5 تله کابین توچال از سمت چپ (جهت غرب) مسیر خود را ادامه می دهیم در طول مسیر از کنار جان پناه «اسپید کمر» قدیمی ترین جان پناه کوهستانی ایران می گذریم، در همین حوالی صدای شلیک گلوله ای سکوت کوهستان را در هم می ریزد و خط بطلان می کشد بر آتش بس اعلام شده از سوی کبک و دیگر حیوانات بی پناه کوهستان. ساعت 11:30 به ایستگاه رسیدیم، پس از استراحت و صرف غذا راه بازگشت در پیش گرفتیم.

 

با آرزوی توقف شمارش معکوس نابودی محیط زیستی که حیات ما وابسته به آن است و آرزوی دیداری دیگر در فضای پاک کوهساران.

تا باد چنین بادا

سرپرست برنامه: همنورد خیرخواه

انتخاب عکس: همنورد زندی

گزارش: همنورد کوهیار