جاجی آباد - دارآباد
گزارش صعود به قله دارآباد از حاجی آباد
تاریخ : 8/8/88
سرپرست: حاج آقا تاجبخش
اعضای شرکت کننده در این برنامه :
آقایان : حاج آقا تاجبخش– بهبود قربان - حسین گنجی - محمد حسنی – رضا حسنی- علیزاده – یزدانی - جلال محمود زاده – کورش صفایی - محمود حاتمی - یدالله خیرخواه - فرشید علمداری و دوستشان - رحمان رفیعی – فرهاد ندیروند - بهرام یغمایی – گلابی- میرزاده- محمد زاده
خانمها : گچلو – فتحی – یغمایی
گزارش : نازنین یغمایی
عکس : بهرام یغمایی
ساعت 7:30 از حاجی آباد با 22 نفر زیر نم نم باران به سمت قله حرکت کردیم . بعد از گذشتن از روستا و رسیدن به محوطه ای که به نظر گوسفندسرا می آمد و حرکت در امتداد دره ای با درختچه های سماق فراوان _ البته دور از دسترس ما _ بر روی یال منتهی به قله قرار می گیریم در حالیکه باران همچنان می بارد گاهی تند تند و گاهی نم نم و ابرهای سیاه و بد اخلاق روی کوههای اطراف احتمال بر گشتنمان را گوشزد می کنند . صدای شلیک تفنگهای شکاری در گوشه و کنار می گویند که ما تنها موجودات دوپای حاضر در این طبیعت بکر نیستیم هستند کسانی در همین نزدیکی که لذت زندگیشان را در پایان زندگی چند کبک و کل و قوچ بی پناه جستجو می کنند .
(اگه گفتید اون روح سرگردان پشت حاجی کیه؟!)
همچنان روی یال با شیب نسبتا تند با گامهای کوتاه حرکت می کنیم در نیمه های مسیر باران قطع می شود و ابرها کنار می روند قله های سپیدپوش اطراف ، ابرهای سیاه دوردستها ، زمین باران خورده و خیس در زیر نورپردازی هنرمندانه آفتاب پاییزی چنان تابلوی بی بدیلی خلق می کنند که همه وسوسه می شوند آنها را با دوربین موبایلها در حافظه مجازی ضبط کنند تا شاهدی باشد بر آنچه در حافظه های واقعیشان ضبط می شود.
در طول مسیر یکی دو استراحت چند دقیقه ای می کنیم تا اینکه به قسمتهای از برف پوشیده شده مسیر می رسیم اگر از میدان دارآباد به سمت قله آمده بودیم لذت قدم گذاشتن بر روی اولین برفهای باریده شده بر قله دارآباد را از دست داده بودیم چون در آن سمت از برف خبری نبود . برفها کم و زیر آن آبکی بود برای همین گاهی منجر به سر خوردن می شد . ریه ها را از اکسیژن ناب کوهستان پر می کنیم و به راه ادامه می دهیم . نزدیکیهای قله دوباره هوا گرفته و ابری می شود.
ساعت 11:30 به قله می رسیم . باد شدید روی قله باعث می شود بدون مکث به پناهگاه برویم پناهگاه مملو از جمعیت بود و جا برای ایستادن نبود چه برسد به نشستن . منتظر می مانیم تا یک گروه بعد از استراحت بیرون می رود کمی جا برای ما باز می شود با این وجود باز هم تعدادی از بچه ها بیرون می مانند دور هم غذایی می خوریم البته نمی دانم اسمش صبحانه است یا ناهار .
ساعت 12:30 با بدحالی یکی از اعضا با عجله پناهگاه را ترک می کنیم. از شن اسکی های اطراف به سمت پایین سرازیر می شویم در نیمه های راه حاجی لیدرمان از ما می خواهد مسیر حرکتمان در چند هفته قبل ( دراز دره به پیازچال ) را مشخص کنبم که همه به غیر از مهندس صفایی در امتحان مردود می شویم بعد از توضیح حاجی و دیدن مسیر صخره ای کلی خودمان را تحسین و تشویق می کنیم ( کسی نبود ما را تشویق کند خودمان جبران کردیم) .
ساعت 1:30 به چشمه درازلش می رسیم حال همنوردمان هم خوب شده بود کنار چشمه استراحت می کنیم می بینیم برای برگشتن زود است به قول یکی از بچه ها خانه راهمان نمی دهند می گویند زود آمدید برای همین یک چایی محصول زحمات آقای علیزاده می خوریم به خاطرات کوهنوردهای قدیمی گوش می دهیم ساعت 4 در میدان درکه سوار ماشین می شویم .
پی نوشت :
- اگر تا حالا از حاجی آباد به سمت قله نرفتید نشانه آن یک پل روی رودخانه در سمت چپ جاده فشم است . این هم یک نقشه برای پیدا کردن حاجی آباد .

– دسترسی به قله دارآباد از حاجی آباد نسبت به مسیرهای دیگر کوتاهتر ولی شیب آن کمی بیشتر است مدت زمان صعود به آن با گامهای کوتاه و پیوسته سه ساعت و نیم است ما هم که چهار ساعته رسیدیم چند استراحت کوتاه داشتیم در ضمن مسیر آن بکر و ناشناخته تر است به طوریکه روز جمعه ما تنها گروهی بودیم که از این مسیر صعود می کردیم . همچنین مسیر به صورت پاکوب مشخص نیست اما با یک شناخت متوسط از کوههای اطراف تهران پیدا کردن راه دشوار نیست می گویند روستاییان قدیم برای دسترسی از روستای اوشان و حاجی آباد به روستای دارآباد ازاین مسیر استفاده می کردند به هر حال بد نیست گاهی هم پا درجای پای گذشتگان بگذاریم .
– در این مسیر به غیر از یک چشمه که ما از کنار آن عبور نکردیم چشمه های دیگری وجود ندارد خود پناهگاه هم آب ندارد تا اینکه در مسیر برگشت به چشمه درازلش برسید بنابر این گول مسیرهای پرآب و چشمه های فراوان منطقه فشم و لواسانات را نخورید به ویژه در تابستان آب کافی با خودتان بردارید .
– پناهگاه دارآباد یک اتاق تقریبا 4×3 است که روی قله دارآباد به ارتفاع 3160 با همکاری شهرداری تهران ساخته شده است . امکاناتی در آن عرضه نمی شود ولی با آن بادهای شدید روی قله یک نعمت بزرگ برای کوهنوردان است .
– در پناهگاه یکی از همنوردان ما عرق سرد کرده و دچار ضعف شد که باعث نگرانی ما شد من در مورد این عارضه چیزی نمی دانم دوستان_ بخصوص آتیه جان _ اگر اطلاعاتی در این زمینه دارند ممنون می شوم اگر به من هم بگویند .
- عکسهای این هفته همه با Position های مشابه با Backgroundهای متفاوت از آب در آمد روی قله هم به خاطر سردی و باد شدید عطای عکس انداختن را به لقایش بخشیدیم به هر حال ازاین بابت پوزش می طلبیم .
- جای همه دوستان که نیامده بودند واقعا خالی بود .