دماوند
به نام خالق زيبايي ها
یک گزارش کمی تا قسمتی قدیمی
صعود به قله دماوند
مرداد ماه 88
گزارش: قدیر جهاندیده
افراد گروه : آقایان قدیر جهاندیده-ابوالفضل احمدی-ابراهیم خواجه وند
ای دیو سپید پای دربند ای گنبد گیتی ای دماوند
دماوند یا دنباوند مرکب از دو جزء دم به معنای دم و بخار و پسوند آوند، به معنای دارای دم و دود و بخار است که براستی شکوه و جلوه خاصی به طبیعت این کوه می بخشد.
از دماوند حرفهای گفته و ناگفته ای شنیدیم و خواندیم ولی شنیدن کی بود مانند دیدن.ازاین رو برای فتح این قله با صلابت برنامه ریزی کردیم.شوق رسیدن به این قله چنان در سراسر وجودمان رخنه کرده بود که سفرمان از روزها قبل آغاز شد.
سفرمان ساعت 4.30 بامداد روز پنجشنبه 88.5.22 طبق برنامه آغاز شد.بعد از عبور از پیچ و خمهای جاده دماوند به فدراسیون کوهنوردی واقع در روستای پلور رسیدیم.با نیسان یکی از اهالی همان منطقه سفرمان را برای صعود از جبهه غربی ادامه دادیم. با طلوع خورشید زیبایی دشت لار دوچندان شد و اشتیاق ما را برای رسیدن به هدف مضاعف کرد.
بعد از صرف صبحانه در ارتفاع 3800 متری ، برای ادامه مسیر راهی شدیم.همراه با همنوردانمان (آقایان ابوالفضل احمدی و ابراهیم خواجه وند)به سوی پناهگاه سیمرغ حرکت کردیم و بعد از ساعتها کوه پیمایی و گذشتن از مناطق سنگلاخی و زیبای دامنه برای استراحت وارد پناهگاه شدیم.
بر خلاف تصورمان داخل پناهگاه جایی برای استراحت نبود و ما مجبور به استقرار چادر شدیم. با وجود سختی مسیر و سنگینی کوله ها و راه دشوار،همنوردانمان از روحیه ای شاد و سرزنده برخوردار بودند.
طبق برنامه ریزی قبل قرار بر این شد که ساعت 4.30 دقیقه بامداد برای صعود به قله آماده شدیم. با وجود غلبه تاریکی شب ستاره ها سوسو کنان مسیر را برایمان روشن می کردند. در مسیر با گروه هایی که شب قبل هم صحبت بودیم برخورد کردیم که در حال استراحت بودند ولی ما بدون استراحت پیش رفتیم.زیرا ما معتقدیم
رهرو آن نیست گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
با گذشتن از یخچالها و شیبهای بسیار تند و دمای 16 درجه زیر صفر ساعت 10 صبح روز جمعه به قله 5671 متری دماوند رسیدیم. برای ثبت این خاطره شیرین و به یاد ماندنی از منظره بسیار زیبای کاسه برفی چند عکس یادگاری گرفتیم. 
شکوه و عظمت قله فراتر از آن بود که بتوان توصیف کرد. با وجود مناظر زیبا و چشم نواز خداحافظی از قله دشوار بود ولی ناگزیر به بازگشت به پناهگاه و خاتمه سفرمان بودیم.