بنام خدا

گزارش صعود به سبلا

  کوهی که عروس همه روی جهان است      آن کوه سرافراز به گیتی سبلان است .

         مانند عقابی است گشوده پر و بالش      سر سوی سماء دارد و بر آن نگران است .

برنامه يازدهم فصل تابستان به خاطر تعطيلي جابجا و زودتر برگزار شد و طبق روال از طريق پيام كوتاه توسط روابط عمومي به اعضا اطلاع داده شد.

متن پيام كوتاه(دوشنبه ساعت 10 شب سبلان سه روزه تماس بگيريد)

تعداد افراد : 22 نفر

مسير: اتوبان زنجان – تبريز دوراهي سرچم ، اردبيل، جاده مشكين شهر(كيلومتر 85) روستاي لاهرود( قطور سويي)، پناهگاه، قله

از سبلان بيشتر بدانيم:

سبلان: (تلفظ در تركي آذربايجاني : ساوالان)

از كوههاي مرتفع ايران است كه در شمال غرب اين كشور در استان اردبيل قرار دارد.

سبلان دومين قله بلند ايران (پس از دماوند) و يك آتشفشاني غيره فعال است.

ارتفاع قله كوه 4811 متر است و در بالاي قله آن درياچه كوچكي قرار دارد.

كوهستان سبلان سه قله معروف دارد. قله بزرگ آن به سلطان مشهور است و دو قله ديگر آن به هرم و كسري مشهورند.

و اما بپردازيم به گزارش خودمان:

دوشنبه 6/6/1391 ساعت 10 شب در فرهنگسراي بهمن جمع شديم.

(آقاي حسين پور جهت بدرقه حضور داشتند كه از طرف كليه دوستان كمال سپاس را از ايشان داريم)

با گرفتن تعدادي عكس يادگاري در فرهنگسرا ساعت 11:35 استارت ميني بوس زده شد و با صلواتي بر محمد و آل محمد(ص) حركت كرديم.

ساعت 6:27 صبح در دوراهي قره بلاغ جهت نماز صبح ايستاده و تعدادي از دوستان اقامه نماز كرده و بعد از اتمام راه خود را پيش گرفتيم.

بعد از طي مسافتي در جاده مشكين شهر به يك منطقه سبزي فروشي كه نامش سبزي فروشي نمونه ساوالان بود رسيديم و با اجازه از صاحب آن در آنجا صبحانه خورديم و سپس به راه خود ادامه داديم.

بعد از طي مسافتي به تابلوي روستاي لاهرود رسيديم  و مسير روستا را پيموديم (حدود 5/1 ساعت) تا انتهاي جاده كه منطقه قطور سويي نام داشت.

 سپس با استفاده از خودروي جيپ (در حدود يك ساعت) به پناهگاه  رفتيم .

جهت شب ماني دو اتاق اجاره كرديم همراه با يك چادر شخصي.

پس از صرف شام آماده خواب شديم . ساعت 10 شب به ناگه صداي فرياد آمد. جهت اطلاع از علت صدا همگي بيرون رفتيم. ديديم كه بلههههههههههه !!!!!! خرس آقاي هاشم زاده را دنبال كرده است و ايشان دمپايي ها را جا گذاشته و فرار را بر قرار ترجيح داده اند.(و علت بيرون رفتن را فراموش كرده اند.)

با ديدن خرس مادر و توله خرس آن همگي به وجد آمديم و اين بار خانم خرسه فرار را بر قرار ترجيح داد.

صبح روز چهار شنبه 8/6/1391 ساعت 5:30 صبح جهت صعود به قله به راه افتاديم. يك ساعت مانده به قله برف شروع به باريدن كرد.

 ساعت 11 صبح به درياچه رسيديم  كمتر از يك ساعت آنجا مانديم و عكس يادگار گرفتيم و خوشحالي كرديم و مسير بازگشت را پيش گرفتيم.

در ابتداي جاده كه منطقه آب گرم قطور سويي بود رفتيم و يك ساعتي شنا كرديم. ساعت 8 شب به روستاي اللي رسيديم شام را صرف نموده و مسير تهران را پيش گرفتيم.

پنج شنبه 9/6/91 ساعت 7 صبح درب فرهنگسرا از ميني بوس پياده شديم و مظلوم نمايانه به منزل رفتيم.(مثلا خوش نگذشته.)!!!!!!!!!

گزارش برنامه: مهدي افتخاري