به نام آفریدگار زیبایی ها

 

ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست                          بی باده ارغوان نمی باید زیست

این سبزه که امروز تماشاگه ماست                      تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست

برنامه : صعود به قله قلعه دختر به ارتفاع 3243 متر

تاریخ اجرای برنامه :3/9/1391

تعداد افراد گروه : 23 نفر

ساعت حرکت از درب فرهنگسرا :5:15

تاریخچه ی مختصری از بنای قلعه دختر (آتشگاه قصران):

بر فراز قله کوهی در آهار که اهالی به آن آهاروش (آهاربشم) میگویند و 3225متر از سطح دریا ارتفاع دارد خرابه ای از دوران ساسانیان وجود دارد که مردم آهار به آن قصر دخترک ودر کتابها و منابع تاریخی وهمچنین نقشه های کوهنوردی به آن قلعه دختر میگویند از این بنای باستانی اکنون جز چند دیوار پهن و طاقی گهواره ای شکل باقی نمانده است و گذر زمان و باد و بوران و برف و سرما همچنین دستکاریهای انسانهای سود جو که در طلب گنج دست به تخریب قسمتهای مختلف آن زدند موجودیت این بنای باستانی را در معرض نابودی قرار داده است. این بنا در روزگاران کهن و زمانی که آیین زردشت در ایران رواج کامل داشت به عنوان آتشکده مورد استفاده قرار میگرفت.این معبد در منابع تاریخی به نام معبد قصران از آن یاد شده است ودر بین اهالی علاوه بر آتشگاه و ادران که نامهای عمومی برای آن بوده است سه نام دیگر استفاده میشود یکی قصر دخترک یا قلعه دختر دیگر نام ترکی قزل ماما که در اهار مورد استفاده قرار میگیرد و دیگری قز ماما که در زبان مردم شهرستانک و لورا و کسیل مرسوم است.قز در زبان ترکی به معنی دختر و مراد از دختر و ماما در این نامها الهه ناهید است که آتشگاه به نام وی میباشد. ناهید در آیین زردشتی مقدس ترین الهه والهه مادر بود که وظیفه آن کمک به زنان و دختران در به دنیا آوردن و تربیت فرزندان خوب و نیک سرشت و برای او مقام مادری ومامایی و قابلگی قایل بودند. یکی از نامهای آتشگاه قصران "قزل ماما" به معنی مامای دختران از همین نام مایه میگیرد . مطابق اعتقاد زردشتیان ناهید نطفه زردشت را به امانت دارد تا در وقت مقررهوشیدر و سوشیانت موعود زردشتیان از آن نطفه به وجود آید در زمان زردشتیان تمام روستاها یک آتشگاه داشتند و در هر منطقه یک آتشگاه مرکزی وجود داشت که به آن ادران و به آن منطقه ادریان میگفتند هم اکنون نیز نامهایی از همان دوران به یادگار مانده است که نشأت گرفته از نام ادران میباشد از جمله دره بزرگی که به امامزاده شکراب منتهی میشود تنگه ادریان و در لهجه محلی اودریون و گردنه بالای سرچشمه شکراب کله سودار(کله سوی ادران) و کوه شرقی تنگه اودریون که بند سودار (بند سوی ادران) و تیره کوه سمت شرقی آبشار شکراب به نام مون سوداران (میان سوی ادران) همه گواه بر همین مدعاست همچنین نامهای قاس قالا (قزقالا یا قز قلعه به معنی قلعه دختر ) در سمت جنوب کوه آهاروش و ورقلعه به معنی کنار قلعه در سمت شمال کوه در منطقه ده تنگه نامهایی مشتق شده از نام قلعه دختر میباشد.

گزارش برنامه:


طبق برنامه 23نفر از اعضای گروه کوهنوردی و طبیعت گردی فرهنگسرای بهمن ساعت 5/15 صبح به وسیله ی یک دستگاه مینی بوس از مقابل درب فرهنگسرا عازم روستای آهار  واقع در 33 کیلومتری شمال شرقی  شهر تهران شديم تا در يک روز دل انگيز پاييزی ضمن صعود يکی از قلل البرز مرکزی به نام "قلعه دختر" از بقايای يک بنای باستانی  برفراز قله با همين نام ديدن کنیم. گروه در ساعت  7/30در صفی منظم حرکت را شروع کرده و به مدت نیم ساعت از کوچه باغ های زیبای آهار گذشتیم.سپس از تپه ای با شیب تند صعود به سمت بالا را آغاز کردیم.بعد از یک ساعت در مسیر جاده ای خاکی که با برف تزیین شده بود قرار گرفتیم. حدوداٌ ساعت 11 به گردنه ای که در پایین قلعه دختر(گردنه آهار یشم) قرار داشت رسیده و بعد از استراحتی کوتاه در کنار تک درختی زیبا، 10 نفر از اعضای گروه که از استقامت بدنی بیشتری برخوردار بودند به سمت قله حرکت کردند، 

اما به دلیل جو نامساعد هوا و هم چنین برنامه زمانبندی که از قبل انجام گرفته شده بود فقط می توانستیم تا ساعت 12/30 به سمت بالا حرکت کنیم. بنابراین پس از گرفتن چند عکس یادگاری در کنار یکدیگر به سمت پایین روانه شدیم تا به دیگر اعضای گروه ملحق شویم. ساعت 14/30به روستای آهار رسیدیم ، که اهالی خونگرم و با صفای آهارما را با غذاي نذری که به مناسبت این ایام تهیه کرده بودند، از ما پذیرایی کردند.  

در آخر گروه در ساعت 15 سوار مینی بوس شده و به سمت تهران حرکت کردیم. این بود خاطره ای کوتاه از یک روز زیبای پاییزی....

سرپرست برنامه: آقای جهاندیده

 گزارش برنامه: خانم ستاري