بنام خدا

الم نجعل الارض مهدا و الجبال اوتادا

آیا زمین را نحل آرامش شما قرار ندادیم و کوهها را میخهای زمین

آیه 5و6 سوره نباء

 

حمد و ثنا خالقی راست که اذن فرمود تا روزی از ایام روزگار عمر در جوار همراهانی کوهستانی ترک دیار عظیمه طهران نموده و راهی جایی گردیم که مردمان آن را " چشمه سیاه غار" نام نهادی و این در بلندیهای قریه آهار در کنار دشتی است که به سبب آرامی اعجاب انگیز به نام " دشت سکوت" شهره خاصو عام است و یکی از چندین طرق رهیافتن به بلندی عظیمی است که " قله توچال" آنرا نام باشد و در ایام بهار و تابستان و پاییز از محبان کوهستان آنها که جسمی قوی پرداخته دارند از این طریق به آن پای می نهند.

حال به نثری روان و خودمانی شرح دهستان آهار

روستای آهار بدلیل قرار گرفتن در دره پر آب ، هوای لطیف ، کوچه باغهای بسیار زیبا و مناظر چشم نواز پذیرای گردشگرالنی است که روزهای جمعه و تعطیلات به قصد کوهپیمایی در ارتفاعات و یا به همراه خانواده برای گذراندن روزی متفاوت به این منطقه روی می آورند و بسیاری نیز تا امام زاده ( محل دفن دو تن از نوادگان امامان  به نامهای طاهر و ظاهر) صعود می نمایند که محلی است با امکانات اولیه مناسب جهت اسکان . به قصد روستای آهار از طریق جاده تلو و یا بزرگراه لشگرک و گذر از تپه ماهورهای هزار دره و گردنه " قوچک " ( به ارتفاع 2000 ) به سه راهی لواسان – لشگرک رفته مسیر جاده به موازات رودخانه جاجرود را به سمت شمال ادامه داده پس از رسیدن به اوشان از سمت چپ ( غرب ) از طریق جاده آسفالته به روستای " ایگل " و آهار می رویم . این روستا که قدمتی چند صد ساله دارد شامل چند محله " سادات محله " – " محله بالا" و " محله پایین" می باشد . از کنار رودخانه به سمت شمال نیز به دهی متروکه به نام " ده تنگه " می توان رفت (2140) از سمت بالا و شمال روستا جاده ای قدیمی و شوسه وجود دارد که از حوالی ایگل شروع و پس از گذر از گردنه " آهار بشم (3186) و ارتفاعات " چاورچالون" به شهر ستانک می رسد. این جاده مسیر دسترسی و صعود به قلعه دختر  نیز می باشد که سازه ای مانده از دوران باستان به قولی ساسانیان است جهت دیده بانی کل منطقه از چهار جهت و احتمالاً آتشکده قله برج به ارتفاع (2850) در جنوب روستای آهار بر خط الراس فرعی قرار دارد آبشار " تنگه پری " در بالا دست امامزاده در غرب روستا می باشد . ارتفاعات بالا دست روستا در فصل بهار پوشیده از انواع گیاهان علفی دارویی و غیره بوده بعنوان مرقع جهت چرای دام اهالی و عشایر مورد استفاده قرار می گیرد. اکنون در ادامه با عباراتی همچون آغاز این نوشتار شرح حال سفر تقدیم شما یروران خواهیم نمود که: پس از ترک ارابه در آبادی آهار کاروانی از یاران به قصد رسیدن به امامزاده و صعود به بالادست طی الارض نموده در صراطی مستقیم همچون فوج سربازان راهی گشتیم و دلالت کاروان بر عهده آهادی از جماعت  وکیلان بودی و قافله سالار جوانی بود که او را سال ، بیش از شصت نبودی و با چارق دوزی رزقی حلال کسب نمودی هنگام عبور کاروان از قریه به احترام اهالی که غرق در خواب شیرین سحرگاهی بودند از کسی بانگی بر نخاستی چرا که رضای خدا و خلق خدا در همین بودی.

طی طریق نمودیم تا در دامن طبیعت بدور از عوالمات و عوارضات تمدن گرایی چندی عمرگرانمایه به خوشی سپری گردانیم . گذر از جوار نهری با آب زلال و بانگ و نوای خوش الحان و مشاهده اشجار پر بار از ثمرات آلبالو گیلاس و سیب و گردو و ... در امان مانده از شبیخون آدم و حوا صفایی داشت که روح و روان را چنان جلایی بخشیدی که در وصف ناید و در اذهان نگنجد . مع الاسف مشاهده انواع و اقسام زباله جات به جا مانده از مردمان و اثرات امحاء نادرست آنها با لهیب آتش کام محبان طبیعت را تلخ نموده در پاسخ این پرسش متحیر شدندمی که مردم با فرهنگ ما را با پیشینه ای چند هزار شاله چه بر سر آمده.

در این میان  عکاسباشی کاروان نیز فرصت را غنیمت شمرده ثبت را با سند برابر ساخت الغرض کاروان در امامزاده رحل اقامت افکند تا لختی بیاسایدو رنج را از تن بزداید . همسفران سر و صورت را صفایی دادند آبی بنوسیدند و چاشتی بخورند . از احوالات جدیده  در امامزاده کسب قوه الکتریک می باشد از انوار طلایی و گرما بخش خورشید با اسباب و ادوات جدید الاختراع خداوند غریق رحمت فرماید جناب ادیسون را که این قوه الکتریکی را با تحمل مصائب فراوان بنیاد نهادی .

پس از آن جمعی ماندن در محل مصفای امامزاده را برگزیدند و جمعی دیگر به قصد رفتن به دشت سکوت و چشمه سیاه غار و شاید قله توچال ، توشه راه در انبان نهاده و انبان بر دوش افکند. پای در راه نهادند تا راه بگوید که چون باید رفت.

در امامزاده برای چاشت نیمروز دو تن از کاروانیان یکی زحمت تهیه خوراکی از گوشت و آب و دیگر متعلقات ( همان دیزی خودمان )  را بر خود هموار نموده بودند از جهت نگارش خاطره ای خوش در اذهان یاران و کاشتن نهال دوستی و محبت در مزرعه قلبها که طبخ گردید بر تای از آتش هیزم و صرف گردید با همان رسم و رسوم.به همراه حال و هوا و صفایی مثال زدنی و بانک خوش " گوش کوب " الغرض از آن کاروانیان که به ارتفاعات عزیمت نموده بودند .

سه تن به قصد قدم نهادن بز تارک بلند کوهستان موسوم به قله توچال

راه را ادامه دادندی و دیگر همرهان به امامزاده مراجعت نمودند و به قصد عزیمت به قصبه عظیم طهران به جانب ارابه که در جوار روستا در انتظار بسر می برد . حرکت کردندی . آن سه تن نیز پس از کسب مقصود بوسیله اسبابی جدید التاسیس که آنرا " تله کابیتن ) نامند  در اسرع وقت به قریه ولنجک عزیمت نمودند و از آنجا به تهران بازآمدندی . والسلام

ایام به کام سلامت مستدام

لازم است یاران را مطلع گردانیم اگر در سراسر شرح احوالات سفر نامه از احدی مرقوم نگردید  دلالت بر این است که این تشکیلات همچون تنی واحد است و باید که القاب در خفیه بماند و تنها نام و لقب کاروان که همانا " کانون " می باشد آشکار گردد تا حقی از کسی ضایع نشود و امر بر کسی مشتبه نگردد و موجبات اختلال و اختلاف مهیا نگردد.