درکه - گردنه پلنگچال
درکه یکی زیباترین و قدیمی ترین روستاها و ییلاقهای شمالی شهر تهران است. که دره با صفای آن در امتداد رودخانه ای به همین نام واقع شده است . گرچه عموم افرادی که به این منطقه می آیند قصدشان رفتن به پناهگاه پلنگ چال و از آنجا به ایستگاه 5 توچال است اما از این مسیر چنانچه قصد تفرج و گل گشت باشد می توان به جنگل و آبشار کارا ، آبشار جوزک و هفت حوض رفت در صورت کوهپیمایی می توان یکی از قله های دوشاخ سنگ سیاه ، چین کلاغ و یا قله های پلنگ چال و شاه نشین و توچال و امزاده داوود را برای کوه پیمایی انتخاب کرد شمال غرب پناهگاه پلنگچال به دره ای زیبا ختم می شود که هفت چشمه در آن واقع است و منبع اصلی آب رودخانه درکه می باشداین مسیر در اواخر بهار و تابستان بسیار زیباست اما در زمستان به دلیل خطر ریزش بهمن ترددی در آن صورت نمی گیرد .
این همه از زیبایی درکه گفتیم تا بگوییم به همین دلیل و به دلایل دیگراز جمله وجود استراحتگاههای فراوان _بخوانید قهوه خانه های فراوان_ شیب ملایم و ایمن سازی مسیر با کشیدن میله و طناب در مسیرهای پرتگاهی این دره و مسیر کوه پیمایی آن یکی از پرترددترین مسیرهای کوه پیمایی شمال تهران است و دقیقا به دلیل همین ازدحام جمعیت ، کوه پیمایان و کوهنوردان علاقه ای به کوه پیمایی درین مسیر به خصوص در روزهای تعطیل ندارند اما درکه همیشه هم اینگونه شلوغ و پر ازدحام نیست استثنائاتی هم وجود دارد مثل جمعه 89 / 12/13 .
روزی که شهر تهران بعد از چند روز بارش پباپی سپیدپوش بود و صبح جمعه شهر همچنان شاهد رقص برف در آسمانش بود به میدان درکه رسیدیم به قصد رفتن به پناهگاه پلنگچال و از آنجا در صورت وجود شرایط جوی مناسب تا ایستگاه 5 راهپیمایی ساعت 7 صبح حرکت را آغاز کردیم .
میزان برف نشسته بر زمین خلاف تصور ما خیلی زیاد نبود تا پناهگاه نکته قابل ذکری نبود جز اینکه درگیریهای آخر اسفند و نزدیکی عید و احتیاط به خاطر شرایط آب و هوایی دست به دست هم داده بود تا مسیر خلوت و کم تردد باشد و دیگر اینکه بخشهایی از مسیر دره چون در معرض تابش آفتاب نیست درین فصل همیشه یخزده است بنابرین داشتن یخشکن برای کسانیکه به اصول و تکنیکهای راه رفتن روی یخ مسلط نیستند الزامیست .
بعد ازاستراحت نسبتا مفصل و طولانی در پناهگاه به سمت ایستگاه 5 حرکت کردیم اعضای ستاداطلاع رسانی مستقر در ورودی پناهگاه شرایط جوی نامناسب در ارتفاعات بالاتر به افراد گوشزد می کردند .
تا گردنه پلنگچال بالا رفتیم بعد از گردنه یکی از جلوه های زیبا اما در عین حال بسیار خطرناک کوه را در زمستان تجربه کردیم یک مه غلیظ و فراگیر به طوریکه میدان دید را به کمتر از 5 متر کاهش داده بود عکسی که در پایین می بینید یک عکس over expose نیست واقعیتی زمستانی از کوهستان است سپیدی مطلق. دیگر لازم نیست کسی بگوید در کوه به راحتی می شود گم شد یا سقوط کرد حتی در مسیرهایی که بارها و بارها آن رفته ای وقتی آن را با وجودت احساس می کنی .
با اینکه برخی از اعضا حسابی شارژ هستند اما چاره ای نیست باید برگشت بخصوص که چند متر جلوتر دیگر پاکوبی هم نیست .
در مسیر برگشت بارش برف شدت بیشتری می گیرد تا آن روز دلنشین تر گردد .
ساعت 14:30 در مینی بوس آماده برگشت هستیم .