جشن چهارشنبه سوری
نگويي كه آتش پرستان بَدند
"فردوسي"

در ايران رسم است كه پيش از پريدن
آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي
بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي
كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد
هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك
هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مرگ ضعف و زردي ناشي
از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي
خود ببخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه زیر را می خوانند.
زردي من از تو ، سرخي تو از من
غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا
اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده
هر
خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي
برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه
را مي كوبد و به ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و
شادي براي خانواده آورده است.
در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش
مي گشايند. او بدين گونه همراه خود تندرستي و شادي را براي يك سال به
درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن
بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و
ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلود نشود
خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با
خود ببرد.